رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

وينگَست

محمد امیدوار

vingast صداي پرواز حشرات موزي! «نام‌آوا»: واژه‌ای است که دلالت بر صدای یک رخداد می‌کند و از لحاظ آوانگاری با صدای رخداد همسان است. مثلا صدای افتادن کلوخ را چنین می‌‌نگاریم (Kop) و

vingast

صداي پرواز حشرات موزي!

«نام‌آوا»: واژه‌ای است که دلالت بر صدای یک رخداد می‌کند و از لحاظ آوانگاری با صدای رخداد همسان است. مثلا صدای افتادن کلوخ را چنین می‌‌نگاریم (Kop) و باافزودن پسوند -َست اسمی می‌سازیم که بر شدت صدای مورد نظر دلالت میکند.

این اسم با همکردهای فعلی «کردن» و «دادن»، فعل مرکب می سازد

تپست کنه/

گرمبست کیرد

قیچست منه

قریچست منه

جالب آن که در زبان فارسی معیار معادلی برای این نام اواها یافته نمی شود.

این واژه ها در اکثر موارد با اضافه شدن دو حرف ساکن سین و تاء (سْتْ) می آید