رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

وَقَّسْتْ

محمد امیدوار

صداي ناگهاني سگ وقست در چند مورد ديگه هم بکار ميرود مخصوصا موقعي که گردن بزغاله را ميگيرند و بزغاله با صداي نازک جيغ ميزنه که به اين “وقست” ميگويند «نام‌آوا»: واژه‌ای است که دلالت

صداي ناگهاني سگ

وقست در چند مورد ديگه هم بکار ميرود مخصوصا موقعي که گردن بزغاله را ميگيرند و بزغاله با صداي نازک جيغ ميزنه که به اين “وقست” ميگويند

«نام‌آوا»: واژه‌ای است که دلالت بر صدای یک رخداد می‌کند و از لحاظ آوانگاری با صدای رخداد همسان است. مثلا صدای افتادن کلوخ را چنین می‌‌نگاریم (Kop) و باافزودن پسوند -َست اسمی می‌سازیم که بر شدت صدای مورد نظر دلالت میکند.

این اسم با همکردهای فعلی «کردن» و «دادن»، فعل مرکب می سازد

تپست کنه/

گرمبست کیرد

قیچست منه

قریچست منه

جالب آن که در زبان فارسی معیار معادلی برای این نام اواها یافته نمی شود.

این واژه ها در اکثر موارد با اضافه شدن دو حرف ساکن سین و تاء (سْتْ) می آید