رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

قالیبافی در رودمعجن

محمود فتوحی

شواهد فرهنگی و زبانی نشان می دهد که رودمعجنی‌ها عمدتاً قومی دامدار بوده‌اند. حرفه قالیبافی در سالهای ۱۳۳۰ از مالداران و محله گی های شمال جلگه مه‌ولات (علی آباد و حوالی ازغند) به ای

شواهد فرهنگی و زبانی نشان می دهد که رودمعجنی‌ها عمدتاً قومی دامدار بوده‌اند.

حرفه قالیبافی در سالهای ۱۳۳۰ از مالداران و محله گی های شمال جلگه مه‌ولات (علی آباد و حوالی ازغند) به این منطقه آورده شده است.

با ورود این صنعت، قالیهای پشمی کوچک (۲×۱ متری) و کناره های بلند (۴×۱ متری) جای بافت گلیم و پلاس را گرفت و بخشی از درآمد مردم شد. اما در مرحله دوم چند خانواده قالیباف (شامل خانوادۀ شادروان سید حمزه موسوی و بویژه پسرایشان آقای سید قاسم موسوی، خانواده سید عبدالله موسوی، و خانواده سید حسین و … ) توسط حاجی نورالله فتوحی از روستای حسن آباد مه ولات به رودمعجن فراخوانده و کوچانده شدند.

با مهاجرت آنها صنعت قالیبافی رشد ویژه ای کرد. آنها کارگاههای قالیبافی بزرگ و صنعت رنگرزی نخ را در رودمعجن به راه انداختند و دختران و پسران جوان به زودی به قالیبافهای خلاق و هوشمند بدل شدند. این صنعت در سالهای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ وضع اقتصادی مردم رودمعجن را متحول کرد.

خانواده‌هایی که دارای چند فرزند بودند درآمد بیشتری داشتند. نظام اجتماعی روستا از شکل ارباب و رعیت بیرون آمد و خانواده‌های پرفرزند، ثروتمندان زمیندار شدند.

سفر حج و حاجی شدن مردم، بزرگترین نمود تغییر طبقۀ اجتماعی و ساختار تولید در روستا بود.

از وضعیت کنونی این صنعت و علت رکود آن من خبر ندارم، اگر دوستان بنویسند ممنون می شوم.

منبع موثقی وجود ندارد