یلدا................
محمد نیکوعقیده
سردی و سوز در کوچه ها هوهوی باد در تن لخت شاخه ها خموشی بلبلان و... هجرت پروانه ها در سردی تن صخره ها خشک و برهوت دامن صحرا سکوت در نبض کوچه ها سردی تنگ غروب و... هوار دودکشها جریا
سردی و سوز در کوچه ها
هوهوی باد
در تن لخت شاخه ها
خموشی بلبلان و...
هجرت پروانه ها
در سردی تن صخره ها
خشک و برهوت دامن صحرا
سکوت در نبض کوچه ها
سردی تنگ غروب و...
هوار دودکشها
جریان گرم زندگی در تن ابادی ما
در شب یلدا......
رونق بخاری و تل هیزمها
گرمای کرسی و ان حال و هوا
مجمعه ها لبریز سرخوشی
نقل و نبات و کشمشی
باز در نقل خاطره ها افتاده جوششی
خربزه و هندوانه
قصه های شیرین عاشقانه
تخمه ها شور و بادامها با نمک
پیدا از پنجره ی چوبی
بارش برف نرم نرمک
شب مهتابی و رد پای عابری
رفته در کوچه ی برفی کم کمک
گم شده در غلظت مه
در پیچ و خم کوچه ی ده
و قندیلها اویخته
از سر دیوار
به کوچه داده جلوه ی بسیار
و می اید همهمه ی شوق
از دور...
یلدای سرد و کرسی گرم
امشب....
با هم شده جفت و جور
در شب چله
همه مسرور
از دریچه حیتا
دلها نزدیک و ...
محفلها پر شور........................