رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

یاد ایام (4)

محمد امیدوار

بچه های مدرسه رودمعجن - سال 1362 نکته جالب در این عکس شکل ایستادن نفرات ردیف اول همشون دست رو شونه ی هم گذاشتن ، ردیف سوم همه دستاشونو رو زانوهاشون ولوو کردن ، ردیف وسط هم حتماً یه

بچه های مدرسه رودمعجن - سال 1362

نکته جالب در این عکس شکل ایستادن نفرات

ردیف اول همشون دست رو شونه ی هم گذاشتن ، ردیف سوم همه دستاشونو رو

زانوهاشون ولوو کردن ، ردیف وسط هم حتماً یه جور نشستن دیگه! مثل الآن

نبوده که همه دوربین دیجیتال داشته باشن و هر وقت خواستن عکس بگیرن ، یه

دوربین با صد من التماس گیر آوردن ، حالا باید همه منظم باشن ، همه به نقطه

خاصی نگاه کنن ، تازه اگه فیلمش نسوزه یه عکس دسته جمعی داشته باشن ، اونم

فقط دست صاحب دوربین ، اون زمان حیتا نبوده که همه عکسای دیجیتالشونو به

اشتراک بذارن که!!

رديف اول نشسته نفر اول از سمت چپ بلوز ابي محمد عليپور . نفر

چهارم گرمكن سبز عباس رجب پورها. نفر اخر احتمالا حسين تاجي .

رديف وسط نفر دوم از سمت راست بلوز ابي علي غلامي است . نفر بعدش حسن نعمت زاده

رديف ايستاده نفر سوم از سمت راست علي عصمتي (البته

الان فاميلش عوض شده) نفر پنجم ايوب سعيدي و دو نفر بعد عليرضا عباسي و حسن دوري.

آقای ایزدی و آقای ترابی، حسن لطفی یحیی حاجی زاده هم هستند.

بازگشت حاجی محمد نجفی از زیارت خانه خدا ( جلو درب خانه حاج حسن نجفي، سال 69 یا 70 )

علی تقوی ومحمد تقوی وحاجی عباس مرادی ، حسین شبان و رضای حاتمی ومصطفی علیزاده، مهدي رضايي

دوستان اگه اشخاص داخل عکسارو شناختن بنویسن ، من که غیر از عباس ایزدی و حسن مرادی و حاج عباس مرادی بقیه رو نمیشناسم. ( اسامی اضافه شده بر اساس احتمالات و نظر دوستان اضافه شده )

و اگه مییسته بشن متنن

عکسای بزرگترشر از لینکای زیر بگیرن