یادداشتی در باب ریشهشناسی رودمعجن
محمود فتوحی
یادداشت زیر را همکار ارجمندم جناب دکتر صادقی مرحمت فرموده اند. دکتر صادقی در گویششناسی بهویژه گویشهای خراسانی صاحب نظر است. با سپاس و اجازت از ایشان، عین یادداشت ایشان را جهت اس
یادداشت زیر را همکار ارجمندم جناب دکتر صادقی مرحمت فرموده اند. دکتر صادقی در گویششناسی بهویژه گویشهای خراسانی صاحب نظر است. با سپاس و اجازت از ایشان، عین یادداشت ایشان را جهت استفاده دوستان حیتانشین تقدیم می کنم:
به نام خدا
جناب آقاي دکتر فتوحي
با سلام و ادب؛
نوشتة شما " رودمَعْجَن يا رودماهجان؟ " را خواندم و بهره فراوان بردم. در عين حال مطالبي نيز به ذهنم رسيد که آنها را با شما در ميان ميگذارم. به نظر ميرسد رُذمهجن, رُدمهجن, روذمهجن, رودمهجن, روي مهجن و تلفظهاي احتمالي ديگري نظير رودمهزن, رودمهژن و... صورتهاي آوايي مختلف يک واژه اند و همانطور که بيان فرموده ايد رودمعجن صورت نوشتاري نادرستي از تلفظ گويشي رودمهجن.
در جزء آغازي(رُذ/ روذ/ رود/ رُد/ روي) ذ واجگونة د است (نک.دکتر محسن ابوالقاسمي, دستور تاريخي زبان فارسي, (تهران: انتشارات سمت,1385).ص 21) . نيز بسنجيد با فرود/ فروذ, گنبد/ گنبذ, يادگار/ يازگار[ياذگار]. در بين اين صورتها به ظاهر رُذ به سبب داشتن واو مجهول کهنترين است. ابدال ي و د به يکديگر, در ساير گويشهاي ايراني و حتي فارسي گفتاري: همسايه/ همساده هم ديده ميشود. در تفسير شنقشي نيز يک يا دو بار به جاي بيوسيدن از بدوسيدن استفاده شده است.
در مورد جزء دوّم :
1- اين احتمال وجود دارد که «رودمهجن» با «رودتجن» در پيوند باشد در اين صورت شايد بتوان گفت: مهجن ترکيبي است از maha (بزرگ) + tajan که گروه مياني آن به قاعدة زباني حذف شده است. اين نوع حذف در قرآن قدس هم ديده ميشود: تنزم= نزم ؛ سرتنگون= سرنگون. («تجن در فارسي به عنوان نام خاص بر چند رودخانه اطلاق شده است که مشهورترين آنها همان رود تجن در شمال ايران است. واژه مشتقي است از ريشه باستاني vtak: «دويدن, تاختن» که در اوستا بارها براي جريان آب نيز به کار رفته است. بنابراين اشتقاق واژه تجن چنين است:
tazan,tajan فارسي ميانه tak/tač + ana>tacana » (نک. دکتر محمّدتقي راشدمحصّل,«دربارة اشتقاق چند واژه». فصلنامة دانشكده ادبيات مشهد، سال 23، (پياپي 1و2), بهار و تابستان1369 . صص 273-280)
2- ممکن است «مهجن» با ماهي در پيوند باشد. براي اين امکان ، نظر شما را به صورت آوايي ماهي در جوکي دهگري چالوس mâhičama جلب مينمايد. (نک.دکتر صادق کيا, واژهنامة شصت و هفت گويش ايراني, (تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي,1390).ص 746). [براي ابدال m به n در جايگاه پاياني بسنجيد پسين(= عصر) را با / پسيم].
3- همانطور که فرموده ايد اين امکان نيز وجود دارد که «مهجن» با «ماه» پيوند داشته باشد براي اين امکان نظر شما را به صورت آوايي ماه در گويش جوکييخکش از توابع شهرستان بهشهر mâhčam جلب مينمايد (نک.همان,745). در پايان يادآوري دو نکتة ديگر لازم است:
نکته1. بين گويش هاي زنده خراسان و جوکي يخکش و جوکي دهگري چالوس اشتراکات زباني وجود دارد, از آن جمله است:
فارسي رسمي
قاين(واژهنامه گويش قاين)
جوکي يخکش
جوکي دهگري چالوس
رودمهجن
آرواره
aruk
arik
؟
زغال
eskal
eskal
zghal
آب بيني
xel
xll
xel
Xil
نوک
čong
čeng
čing
نکته2. با نگاه به تابلوهاي نصب شده در جادههاي خراسان, شواهد ديگري براي اين گونه تصحيفهاي ناروا به چشم ميخورد, از آن جمله است: رضو به جاي رزو (= رزان), سينيدر به جاي سِنيدر, اردِکول به جاي اردَکول و... متاسفانه با گذشت زمان اين صورتهاي نادرست جاي تلفظهاي اصيل را ميگيرد و به احتمال, آيندگاني که خواسته باشند بر پاية نامجايها دربارة پيشينه و نحوة تکوين زبان فارسي تحقيق کنند کار سختي در پيش رو خواهند داشت. در فارسي ادبي و واژه نامه هاي فارسي اوضاع از اين هم بدتر است. گوشهاي از واقعيّتِ تلخ همان چيزي است که خودتان فرموده ايد:«فردوسي: الان به خاطر ندارم که کدام قسم تصنيفات مراست و أي قسمٍ ليس مني. ازيراک نسخهاي ندارم. فلذا ميتوانيد از حضرت مستطاب جلالت مآب خالقي المطلق بپرسيد يا از حضرات الدبيرسياقي، امام علي الرواقي والمهندس الجيحوني و ايضاً از کاتبان قديم که در عالم برزخ به جرم دستکاري و الحاق به متون ادبيه در سلاسل عذاب گرفتارند. حقير هم مثل شما تصحيحات و تصحيفات و تعليقات و تحشيهجات و هوامش و مقالات محققان اخير را تصفح و تورق ميکنم. در شک و ريبم که ابوالقاسم فردوسي من بوده باشم».
محسن صادقي محسن آباد 2 /11/ 1390