گوسپندواژه (31 گونه گوسپند)
محمود فتوحی
به گواهی گویش، رودمهجنیها بیشترشان دامدار بوده اند. وجود اصطلاحات دامداری و تنوع اسمها در نامگذاری گوسفندها در گویش رودمهجنی دلالت بر این ادعا دارد. درست است که برای امروزیان ای
به گواهی گویش، رودمهجنیها بیشترشان دامدار بوده اند. وجود اصطلاحات دامداری و تنوع اسمها در نامگذاری گوسفندها در گویش رودمهجنی دلالت بر این ادعا دارد. درست است که برای امروزیان این واژهها ناشناخته اند و همچنان که گله های بزرگ گوسفند رودمعجن از بین رفته، بزودی ااین نامها هم از زبان فارسی حذف خواهند شد؛ اما ثبت آنها برای نشان دادن تجربۀ زندگی مردمان این خطه و نیز رهیافتی به نوع زندگی در تاریخ زادگاهمان خالی از فایده نیست.
1) اَرْگی: (argi) – بزی که گوشش قهوه ای متمایل به قرمز باشد.
2) اَستاق: (astagh):گوسفند نازا. گوسفندی که در فصل زایش بقیۀ گوسفندها نمی زاید.
3) ألَه: (ala):گوسفند (میش و بز) سیاه و سفید
4) بُر: (bōr): میش حنایی (حن = بز حنایی)
5) پیر بوز: (pirbuz) – بز پیر سه ساله
6) تروش مِش: (trush mesh) – میش ترش. برۀ چهار ساله
7) تروش: (trush) – بزغالۀ چهار ساله
8) تُقْلی: (toghli) – برۀ سه ساله
9) تَکَه: (taka) –
10) چَووش: (chawoosh) – بزغالۀ سه ساله
11) حَنّ: (hann) – گوسفند حنایی رنگ
12) خلَچ (khlach): بزی که دو خط زرد یا حنایی از رستنگاه دو شاخ به موازات هم تا کنارۀ دهانش کشیده شده باشد.
13) خلَمه: (khlama): گلۀ بزغاله و بره
14) خْلُو: (khlow) – نر بز؛ بز نر بزرگ
15) سِ سِ: (sese): بز کاملا سیاه، بدون هیچگونه خال یا نقطۀ سفید رنگی روی بدن. سیاه خالص.
16) سُر: (sōr):گوسفند شلوغ و نا آرام.
17) سمل: (smal) – گوسفندی سبز وسفیدرنگ.
18) شیشَک: (shishak) – برۀ دو ساله
19) عروس: (arus) – گوسفند سفیدرو
20) قُچّ: (ghoch) – گوسفند نر بزگ
21) کالار: (kalar) – بزغالۀ دو ساله
22) کُر: (kor): – میش با گوشهای کوچک
23) کُفْتَر: (koftar) – گوسفندی که خالهای سفید وسیاه دارد.
24) کَل: (kal) – گوسفند بدون شاخ.
25) کموری: (kmuri): بره یا بزغاله ای که دیرتر از فصل معمول زایش(اواسط پاییز تا اواخر زمستان) به دنیا آمده و لذا در فصل شیر دوشی (از فرودین تا تیر، البته فصل شیر دوشی با توجه به سردی و گرمی هوا و میزان بارندگی و علف موجود در صحرا متغیر است) مجبور میشوند آن را همراه خودشان به دامگاه (دمگاه، دنگاه) ببرند.
26) کُوتّی: (kutti) – گوسفندی که گوشهای تیز وباریک دارد.
27) کوری: (kuri) – گوسفندی که گوشهای کوچک دارد.
28) گُزَل: (gozal): میش سفید و حنایی
29) گورُه: (gora) – گوسفند رنگ قهوهای
30) مَوْر: (mawr) – گوسفند خاکستری کمرنگ
31) نبَتی: (nbati): – رنگ نباتي. گوسفند رنگ کرم روشن
سپاس از دوست عزیزم زمستان که در اصلاح معنیها و افزودن نامهای تازه کمک کردند.
دوستان اگر واژه های بیشتری از این دامنه واژگانی میشناسید کمک کنید.