گذری بر روستاهای زیبای ایران
نجمه عبداللهی
روستای-عجیب-ماخونیک-در-ایران خراسانجنوبي در کنار صدها اثر تاريخي و باستاني خود، روستاي "ماخونيک" با پيشينه تاريخي هزاره دوم پيش از ميلاد را در دل خود جاي داده است. براي سفر به اين
روستای-عجیب-ماخونیک-در-ایران
خراسانجنوبي در کنار صدها اثر تاريخي و باستاني خود، روستاي "ماخونيک" با پيشينه تاريخي هزاره دوم پيش از ميلاد را در دل خود جاي داده است. براي سفر به اين روستا باید به جلگهاي هم نام خود آن عظميت کنيم، جلگهاي که 12 روستا را در دل خود جاي داده و در جنوب شرقي شهر بيرجند قرار گرفته است.
وقتي از نماي کلي به اين روستا بنگري هيچ خانهاي را مشاهده نميکني که ارتفاع آن از 1.5 متر فراتر رود، همچنين تماميخانهها به هيچ وجه شکل منظم و خاصي ندارد، يعني به صورت اشکال رياضي همچون دايره، مربع و مستطيل نيست.
وجه تسميه اين روستا در اسناد قديمي به اينگونه ذکر شده است که ما، خوني و "ايک" بخشهاي تشکيل دهنده آن است؛ اين بخشها به صورت مجزا به ترتيب به معني ماه، چشمه و آغاز گاه و در نهايت به سرچشمه ماه تعبيه ميشود.
دربهاي ورودي خانهها بين 60 تا 80 سانتيمتر ارتفاع دارد که اين درها در قديم از بستههاي به هم بافته شده خار و بوته بيابان، ساخته و استفاده ميشده و اکنون چوبي و ميخي هستند.ديوارهاي خانهها از سنگ و گل ساخته شده و سقف را از تنه درختان محلي و بوته پوشاندهاند.یك خانه هم اتاق نشینمن و هم اتاق خواب ، پذیرایی ، آشپزخانه و انباری نیز محسوب می شود. هر خانه دارای فضاهایی همچون كندیك Kandik ( مخزن نگهداری گندم و جو ) ، كرشك Koresk ( اجاق گلی برای طبخ غذا ) ، طاق و طاقچه است .
اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند و در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمدهاند. ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه سبب شده بود كه افراد اين روستا كوتاه قد باشند؛ .افسانه ليليپوت ايران كمكم در حال از بينرفتن است.از 3 سال قبل با ايجاد خانه بهداشت و مصرف قرص و قطره آهن قد ماخونيكيهاي خراسان جنوبي روزبهروز بلندتر ميشود.
آنها غذاهاي بسيار ساده ميخورند، خود نان ميپزند و خوراكشان اندك محصولات كشاورزي است كه از دل خاك خشك و بيحاصلشان ميرويد نظير سير، چغندر و شلغم.مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمينوشيدند، شكار نميكردند و اصلاً گوشت نميخوردند و هنوز سيگار نميكشند، چون اين كارها را گناه ميدانستند.
ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا همین چند سال پيش به تلويزيون ميگفتند؛ شيطان. آنها هرگز اجازه نميدادند كودكان پاي تلويزيون بنشينند و جادو شوند. آنها سني مذهب هستند و فرايض ديني خود را مو به مو اجرا ميكنند. نمازها به صورت جماعت در مسجد روستا برگزار ميشود. دختران و پسران با جديتي هر چه تمامتر قرآن ميخوانند و ثمره اين تلاش وجود چندين حافظ كل قرآن در اين روستاي كم جمعيت است. بچهها قرآن را در سيستم مكتب خانهاي فرا ميگيرند.اینجا دختر و پسرهای جوان باید سه سال با هم نامزد بمانند تا به عقد هم درآیند.
عمدهترين کار کسب درآمد مردم اين روستا، کشاورزي در زمينها و مزرعههايي است که به دليل کمبود زمينهاي مناسب کشاورزي با تعدد بسيار بين مردم تقسيم شده به گونهاي که در ماخونيک زمين کشاورزي 2 متر مربعي هم ميتوان يافت يا اينکه زميني به همين ابعاد ديده ميشود که به دليل داشتن چند صاحب چند نوع محصول مختلف در آن کشت شده است.
كودكان در ايام فراغت همان بازيهايي را ميكنند كه پدرانشان در يكي دو قرن گذشته انجام مي دادند. بسيار فقير زندگي ميكنند. گذشت زمان به آنان ياد داده است كه خواستههايشان را با ميزان درآمد خود همسان كنند و در نتيجه بسيار محقر و ساده زندگي ميكنند.
از آثار تاریخی ماخونیك میتوان به سنگ سیاه (سنگ نگاره) ماخونیك ، بنای برج و قلعه ، برج گل انجیر ، منزل سرگردونی ، نادر مرده را میتوان ذكر كرد .
در چند سال اخير با فرهنگسازيهايي كه شده، ماخونيكيها مهماننوازتر شدهاند. آنان نوع زندگي خود را دوست دارند و با آن خو گرفتهاند. بنياد مسكن در اطراف روستا براي مردم خانههايي مدرن ساخته اما آنان خانههاي خود را به منازل نوسازي ترجيح داده اند.
پیرمردی که در ورودی روستا ایستاده بود در پاسخ به ما، وقتی از او خواستیم معنای ماخونیک را بگوید، گفت: ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری. وقتی خواستیم از آن ها که عکس گرفتن از زنها را گناه می دانند، عکس بگیریم، گفتند:عکس به چه درد ما می آید. پول می شود مگر ما را؟کار نداریم و آسمان نیز ، بارانش را دریغ کرده از سرمان.
پیرمرد دیگری حرفش را پی گرفت و گفت: 120 خانواریم ما. تنها پیرمرد دیدیم و زن هایی با چادرهای روشن و کودکانی پابرهنه. فقر، جوانان را از ماخونیک فراری داده است.