گذري بر روستاهاي زيباي ايران
نجمه عبداللهی
روستای تاریخی چنشت - خراسان جنوبی چنشت، یکی از روستاهای دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی است. روستای چنشت به لحاظ پوشش محلی به سرزمین رنگهای ایران معروف
روستای تاریخی چنشت - خراسان جنوبی
چنشت، یکی از روستاهای دهستان نهارجان بخش مود شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی است.
روستای چنشت به لحاظ پوشش محلی به سرزمین رنگهای ایران معروف است با جاذبههای زیبای طبیعی، تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگریخراسان جنوبی شناخته میشود.
این روستا به دلیل موقعیت جغرافیایی آن و همچنین داشتن مردمی با آداب و رسوم ویژه، وجود امامزاده سید حامد علوی و دو غار معروف به نامهاي غار چنشت و چهل چاه ، کلکسیونی از انواع جاذبههای گردشگری را درخود جای داده است که در اغلب ایام سال گردشگران زیادی از استان و خارج از استان را در خود جای میدهد.
چنشت در میان رشته کوه باقران قرار گرفته و فاصله آن تا بیرجند، مرکز استان خراسان جنوبی، ۶۰ کیلومتر است.
به علت وجود چهار رودخانه فصلی در این روستا، نام آن «چند شط» بوده که به مرور زمان تبدیل به چنشت شدهاست.
چنشت را هم وزن «بهشت» میدانند، که پیش از این به علت زیبایی طبیعی و وجود چهار رودخانه فصلی و نیز سرسبزی آن، گروهی از دامداران در سالیان دور، این منطقه را جهت سکونت خود برگزیدند و به مرور زمان، نام کنونی را به خود گرفته است.
روستای چنشت به علت قرار گرفتن در میان ۴ رودخانه و نیز کوهستانی بودن آن، دارای باغات و مزارع بسیاری است. آب و هوای آن معتدل کوهستانی بوده که از زمستانهای سرد و تابستانهای خنک برخوردار است.
در این روستا و در دامنه کوه دو غار به نام غار "چنشت" و غار "چهل چاه" وجود دارد، غار چنشت در شمال روستا قرار گرفته و در اثر زمین لرزههای رخ داده در طول تاریخ، ایجاد شده است و حدود 60 متر طول دارد.
عبور از مناطق مختلف غار چنشت به سختی امکان پذیر است، در این غار بازمانده اجساد، استخوانهای درهم شکسته انسان، ابزار و پارچه، چرخ نخ ریسی و ظروف مربوط به هزاره دوم و سوم پیش از میلاد به چشم میخورد.
همچنین بازمانده اجساد "سید حامد علوی" و فرزندانش در این غار یافت شده و به بیرون غار انتقال یافته است.
غار چنشت بنا به اسناد تاریخی در سال 614 هجری قمری توسط "سید محمد مشعشع" کشف شد، وی پس از کشف نسبت به انتقال اجساد سید حامد علوی و فرزندانش (که از خاندان وی بودند) به بیرون این غار اقدام کرد و آرامگاهی برای آنها در روستای چنشت بنا شد.
سید حامد علوی و فرزندانش از شیعیان دوران خلافت عباسی بودند که به ناگریز در این غار پنهان شده و سرانجام توسط سربازان حکومت عباسی در داخل غار کشته میشوند.
در دهه 1340 خورشیدی گروهی از زمین شناسان و باستان شناسان آمریکایی و ایرانی برای مطالعات غارهای چنشت به این منطقه میآیند.
در فاصله صد متری غار چنشت، غار دیگری به نام چهل چاه وجود دارد که در آن استخوان اجساد 14 مرد و زن و کودک مشاهده می شود به نظر می رسد، در غار پس از پناه بردن این افراد به داخل آن، با گل اندود شده و راه فرار آنها بسته شده است.
اين غار بیش از هزار و چهار صد سال قدمت دارد براساس متون تاریخی نخستین بار، حدود 600 سال پیش توسط سید محمد مشعشع کشف شده است در وسط غار، حوضی ساخته شده از آجر و سنگ و آثار زندگی انسان مانند سفال، چوب و پارچه بجا مانده است.
بقعه سید حامد علوی از اماکن تاریخی و مذهبی این روستا است بنابر روایات، وی از فرزندان امام جعفر صادق (ع) بوده است که توسط عمال خلیفه عباسی در چنشت زخمی و در محل بیتوته خود یعنی غار چنشت فوت کرده است.
لباس مردم این روستا از نوع خاصی است که کمتر در نقاط دیکر استان خراسان جنوبی یافت میشود. البته لباس مردان در چند سال اخیر به لباس سایر مردم منطقه شبیه شدهاست. اما بزرگان و پیران از لباس دیگری که شامل یک پالتوی بلند که تمام بدن را میپوشد و شال سر و در برخی مواقع از کلاه معمولی استفاده میکنند.
لباس زنان آنها از رنگهای شاد و متنوع تشکیل شده و شامل سه قسمت چارقد قرمز یا آبی گلدار، کلاه نقرهای و نقره دوزی شده و پیراهن زنانه به رنگهای سبز و قرمز یا آبی است که امروزه بیشتر در مراسمها از ان استفاده مینمایند.
تنوع رنگ در لباسهای محلی مردم روستا جلوه خاصی به آنها می بخشد به طوری که به روستا لقب سرزمین رنگها داده اند.
شغل اصلی مردم روستا کشاورزی و دامداری است . زنان این روستا به صنایع دستی علاقه و اشتغال دارند بر خی از مردم به شغل قالی بافی و فرش بافی نیز اشتغال دارندو در ایام بهار و تابستان مردم به جمع آوری داروهای گیاهی در کوهستانهای اطراف مشغول میباشند.
روستای چنشت به نسبت سایر روستاهای خراسان جنوبی، کمتر دچار تحولات و تغییرات فرهنگی شده و فرهنگ روستایی آن محفوظ مانده است.
مهمترین صنایع دستی روستای چنشت، شامل انواع فرشهای دستباف، قالیچههای کوچک و گلیمهای زیبا است ریسندگی، گیوه دوزی، سبدبافی، زیلوبافی و جاجیم بافی از دیگر صنایع دستی قدیمی این روستاست که به مرور زمان به شدت کاهش یافته است.
سوغاتیهای معروف روستای چنشت عبارتند از: زعفران، کشک محلی، زرشک، گردو و بادام خشک، میوههای خشک، قالیچههای بسیار کوچک و نوعی گبه نیز از دیگر سوغاتیهای این روستا است.
روستای پاز - خراسان رضوی
روستای پاز یا پاژ یا فاز یا باژ نام روستایی است در حدود 20 کیلومتری جاده مشهد به کلات. این روستا در واقع زادگاه ابوالقاسم فردوسی؛ بزرگ شاعر حماسه سرای ایران نیز است
روستای پاز حدود 800 هکتار مساحت دارد که بخشی از آن مسکونی است. بخشی از فضای مسکونی روستا نیز روی تپهای موسوم به قلعه بلند قرار دارد زیرا پیرامون آن تا چندی قبل خندقی وجود داشت که جهت ممانعت از پیشروی مهاجمین آن را پر از آب میتمودهاند. بجز تپه موجود در فاصله تقریبی پانصد متر از پشته اولیه بلنددیگری نمایان است که در نزد اهالی به قلعه کهنه پاز معروف است.
سفالهای رنگارنگ و لعابدار پارکنده روی این بلندی نشانهای از تداوم مدنیت روستای پاز در سدهای اولیه بعد از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.
زادگاه فردوسى، روستایى سرسبز است و از باغهاى انگور پوشیده شده است.
بر بلندای تپهای در این روستا خانهای قرار دارد که به گفته اهالی و برخی از کارشناسان خانه فردوسی است. این خانه قدیمی (حتی اگر بهواقع خانه فردوسی نباشد) بهلحاظ قدمت میتواند محلی برای جذب گردشگر و رونق روستا باشد، ولی حالا چیزی جز یکخرابه که اغلب محل بازی بچهها میشود، نیست.
مردم منطقه و اطراف این روستا را با نام پاز میشناسند اما به علت پرسشهای گردشگران نام پاژ نیز برایشان بیگانه نیست. این روستا یک خیابان اصلی با نام فردوسی دارد که از جادهی کلات منشعب میشود و خیابانهای فرعی آن نیز بر اساس همین خیابان اصلی شمارهگذاری شدهاند.
در حالی که اغلب گردشگران این خانه را بهعنوان خانه فردوسی میشناسند اما سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگریاستان خراسانرضوی میگوید که این خانه، خانه فردوسی نیست.
البته این خانه که به خانه فردوسی شهرت یافته در سال 1379 با شماره 3241 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
هرچند نیازهای اولیهای چون آب، گاز و ... در روستا تامین شده است، اما زندگی به شیوه سنتی جریان دارد و مردم که روستا را دارای قدمتی بسیار کهن عنوان میکنند، هیچ بهرهای از جاذبه گردشگری قدرتمند این منطقه نمیبرند.
گردشگران مجبورند برای یافتن پرسشهای خود با همسایگان فردوسی صحبت کنند که آنها نیز تنها در حد شنیدهها و بر اساس حضور گردشگران به اطلاعاتی بسیار مختصر آگاهی دارند، درحالیکه چنین جاذبهی قوی گردشگری نیاز به ارائهی اطلاعات در قالبی بسیار مدون دارد.