رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

واژه های ناب.......

محمد نیکوعقیده

سالها در بیشه ی دور یک باغ بزرگ بودیم یک جنگل سبز ریشه هامان رفته بود تا قامت یک کوه شاخه هامان سهمی از قنات داشت حلاوتی در مویرگ اصالتمان جاری زلال بودیم چشمه شعبه ای از ما بود رو

سالها در بیشه ی دور

یک باغ بزرگ بودیم

یک جنگل سبز

ریشه هامان رفته بود تا قامت یک کوه

شاخه هامان سهمی از قنات داشت

حلاوتی در مویرگ اصالتمان جاری

زلال بودیم

چشمه شعبه ای از ما بود

رود دعوی خویشاوندی ما داشت

حال خشکیده ریشه در اندیشه ی ما

چندی مجلس ترحیم ان باغ بود

در بیشه ی ما.....

فارسی دری زبان مادری ما که امروز فقط میتوان از زبان مردمان تاجیکستان و بخشهایی از افغانستان ان را شنید دیر زمانی نیست که بین ما و نیاکان ما زنده و مرسوم بود و تقریبا تا اواخر دهه ی شصت فراگیر بود ولی بعد از ان رفته رفته به افول گرایید.

با کوچ ما به شهرها صحبتهایمان رسمی شد واژه های جدیدی یافتیم و تا انجا پیش رفتیم که امروز گفتگو با ان زبان یک کسر فرهنگی محسوب میشود. میراثی را که نیاکان ما به سینه ی ما سپردند تا به ایندگان بسپاریم

متاسفانه بخوبی حفظ نشد تا انجایی که امروز تک و توک ان واژه های ناب را باید از زبان پیران و سالخوردگان ابادی بشنویم که هنوز در حفظ ان میکوشند.

به همتی چند از دوستان قریب به یکصدواندی از این واژه ها گرداوری شد امید ان میرود دیگر دوستان ما را در این مهم یاری فرمایند تا قسمت دوم در فرصتی دیگر در اختیار دوستان قرار گیرد.

منبع خاصی در اختیار ما نبوده و بنا بر نقل قول است چنانچه اشتباهی شده باشد دوستان یاداوری نمایند جهت تصحیح.

****************************

لاکی=رنگ قرمز

شتوری=قهوای روشن زنگیچه=ارنج دست

اَلقاچ=پود قالی زولف=موی سر کفل=باسن

زنگالی=رنگ سبز تیره اَروک=لثه

دوغی=ابی اسمانی کلغشو=کتف

مشی=قهوه ای تیره عینی زَنو=کاسه زانو

پکی=غلاب قالیبافی کوم=سقف دهان

قضناق نخ=کلاف نخ بُق=لپ صورت

لچک=دستمال سر لَو=لب

دَدَ=خواهر قبورقهَ=استخوان دنده

گَ گَ=برادر کلیک=انگشت

مار=مادر کلیکی=انگشتر

خَلو=دایی چوری=النگو

باباکلو=پدربزرگ خِفتی=سینه ریز

همزولف=باجناق بلوسی زدن=سیلی زدن

پِشسدَه=شوهر خواهر ترقَض=جاگذاشتن

همشیرهَ=خواهر مقراض=قیچی

اَندَر=ناتنی نَک زدن=گاز زدن

خسور=پدرهمسر لِچار=مربا

خاش=مادرهمسر نخروش= اشکنه.