نگهبان
فروغ مرادی
یک نیروی تازه وارد که برای نگهبانی ازدرب ورودی یک اردوگاه ارتش گماشته شده بود.دستورداشت تا نگذارد هیچکس با اتومبیل وارد قرارگاهشود. مگر انکس که نشان مخصوص را داشته باشد. یک روز اوم
یک نیروی تازه وارد که برای نگهبانی ازدرب ورودی یک اردوگاه ارتش گماشته شده بود.دستورداشت تا نگذارد هیچکس با اتومبیل وارد قرارگاهشود. مگر انکس که نشان مخصوص را داشته باشد.
یک روز اومجبورشد یک اتومبیل حامل یک ژنرال رامتوقف سازئ. اما ژنرال به راننده اش دستورداد که ایست نگهبانی را نادیده گرفته وبه قرارگاه وارد شود. نیروی جدید جلوی اتومبیل رفت وتفنگ خودرا بالا اورد وگفت:{مرا ببخشید.اقامن تازه وارد هستم ونمی دانم به کدام یک ازشما بایدشلیک کنم.شما یاراننده؟}
شمابزرگ خواهید بود. اگرنسبت به مقام ومنزلت کسانی که ازشما بالاترند بی اعتنا باشید ونیز انانی را که ازشما پایین ترند. وادار نمائیدتا نسبت به مقام ورتبه ی شما بی اعتنا باشند. ان زمان. نه به خاطر فروتنی خود مغرور هستید ونه بواسطه ی غرورتان. فروتن.
{{انتونی د. ملو}}