رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

ميوه-واژه

محمود فتوحی

تنوع نام میوه ها برای باغداران قدیم امری عادی بود. سیبها به تدریج از خردادماه تا آبان ماه می­‌رسید و هر کدام نام خاصی داشت و بیشتر از آن که به تقویم مراجعه کنند ایام سال را بر اساس

تنوع نام میوه ها برای باغداران قدیم امری عادی بود. سیبها به تدریج از خردادماه تا آبان ماه می­‌رسید و هر کدام نام خاصی داشت و بیشتر از آن که به تقویم مراجعه کنند ایام سال را بر اساس موسم میوه ها می شناختند. اینجا فهرستی از میوه های رودمعجنی است که در حد توانم در ابرۀ آنها توضیح داده ام.

از دوستان برای تکمیل فهرست و اصلاح توضیحات کمک می‌طلبم.

بادامها

بدوم دسمل (dsmal): (دست‌مال). نرم و کاغذی است که با دو انگشت شکسته می‌شود.

بدوم سنگگ: خیلی سخت است.

بدوم دو مغز. در حصار می گویند دوبَلی”(du bali)

بدوم دو پوسته

بدوم تلخ

بدوم تخمی

زردآلوها:

زردَ لو شکر پره(shkrpara): شیرین و شکرین و درشت و آبدار

زردَ لو چین‌کلغی(chin klaghi): ظاهراَ چین کلاغ. زردأَلویی که کلاغ دوست دارد و می­چیند.

زردَلو مول مولی(mul muli):: ریز است.

زردأَلو نوری

زردَلو پین‌دروی (pindravi)

زردَلو قيسي

زردأَلو لغ لغوك(lghlghok):

زردَلو زن غُرَه(zan ghora):: نامگذاری این نوع زردأَلو بر اساس تشبیه است. زن غره ظاهراً زنی بوده که گونه اش سرخ بوده و این زردآلو نیز گونه اش در آفتاب سرخ می شده است.

زردَلو عَنَك(a’nak):

انگورها:

انگور جَ جَ (ja ja):: زمخت و دراز

انگور خلری (khleri): دانه بلند، نازک و زودرس

انگور دیونه (devana): ديووانه گرد دانه درشت.

انگور شست عروس: مثل انگشت شست عروس لطیف و بلند و کشیده است.

انگور عسکری: دانه کشیده

انگور نبتی: (nbati) دانه گرد

انگور نیم چی (nim chi):: دانه گرد

انگور سفد میم (sfed maym): تاك أن سفيدرنگ است

انگور رَخْ: (rakh) دانه­های گردِ سیاه و سفید

انگور زِر جمی: (zer jami) دانه درشت و قرمز

انگور ترقی: (trghi) دانه گرد ریز

انگور حسینی

انگور لَعل: سرخ و دانه گرد مثل لعل

سیبها

سیو خاجه (sew khaja): خواجه

سیو عبَّسی(sew abbasi): عباسی

شکرسیو (shkr sew): شکرسیب

سیو سلطنی (sew soltani): سلطانی

سیو سورخ (sew surkh): سرخ

سیو مشدی (sew mshdi):مشهدی

سیو کدکنی (sew kadkani): منسوب به روستای کدکن در 10 کیلومتری شمال رودمعجن

سیو حَصَری (sew hasari): حصاری. منسوب به روستای حصار در 5 کیلومتری جنوب غربی رودمعجن

سیو لبننی (sew lobnani): لبنانی

سیو مشکو (sew mshko): مُشکان. نامی است که ظاهراً به خانوادۀ بونصر مشکان در عصر غزنوی منسوب است.

سیو سفد (sew sfed): سفید

سیو بهَری: سیب بهاری

سیو قرمیز: سیب سرخ

سیو زمیستنی: زمستانی

گردوها

جَوْز-ی چین کلغی (chin klaghi): ظاهراَ چین کلاغ. گردویی که کلاغ دوست دارد و می­چیند.

جَوْز-ی سوزنی: مغزش به پوست می چشبد و به سختی بیرون می آید.

جَوْز-ی اخکوله (akhkola):مثل سوزنی مغزش به پوست می چشبد و به سختی بیرون می آید

جَوْز-ی دسمل: (دست‌مال). نرم و کاغذی است که با دو انگشت شکسته می‌شود.

جَوْز-ی راغنی: روغنی و چرب.

جَوْز-ی سفد مغز: مغز سفید دارد.

جَوْز-ی سیامغز:

جَوْز-ی کته جوز(ktt’ jawz): گنده و بزرگ

آلوچه‌ها

گُگجه (gogja): گوجه سبز درشت

أَلوچه رهک(rahak):

أَلوچه جلورس

أَلوچه سرخرمنی: هنگام گندم درو و خرمن کوبی می‌رسد.

أَلوچه زرد

أَلوچه سیاه

أَلوچه قرمیز:

أَلوچه لوشی (lvashi): از آن لواشک ترش می­سازند

آلوها

أَلو زرد

أَلو بخارا

أَلو گو (gow): درشت و شیرین

أَلو شوربتی(shorbti): شربتی مانندشربت پر آب

أَلو غلوم (ghlom): غلام

أَلو شمسی (shamsi):

کدوها

کدو تومبل (tombal): کدم تنبل .درشت و گرد

کدو ارگنجی (argngii): زرد و نارنجی

کدو چوی (chawi): مثل چوب است.

کدو سفچه (sfcha): نارس که از وقتی گل می کند قابل خوردن است

کدو حلویی (halwayee): ارگنجی

کدو بادینجو (badinjo): بادمجانی. سبز و ترد مثل بادمجان

توت‌ها

تو نقلی (tu noghli): شيرين و سفيد و روشن

تو معموری (tu ma’muri): شاید مأموری! بلند و دانه درشت

تو کلومبلگ (tu klombalg): کلان برگ.برگهای درشت

تو بِ دنه (tu bedana): بی دانه

شه تو (shatu): شاه توت

تو پیوندی (tu peyvndi): از پیوند دو درخت توت حاصل می شود.

تو چغوکی (tu chghoki): گنجشکی

گلابیها:

اَنبرو[1] کدونی(anbro Kaduni): نوعی گلابی بزرگ و زرد رنگ تقریبا به شکل کدو

اَنبرو اَلعوج (anbro al’uj): نوعی گلابی خیلی رسیده

اَنبرو سیَه چَ (anbru siah cha):نوعی گلابی ریز

عنبروی: گلابی کوچک و زودرس

گلَوی

*متفرقه

سینجَی(injay): سنجد

قَرقناس(gharghenas): تمشک

بِِهی(behi): به

ایژدف(ijdaf): نوعی زالزالک

قرمورغ(gharmurgh): نوعی میوه وحشی کوچک سیاه رنگ

خربزه:

خربزه سِفچَه : نارس

خربزه برگرد (bergard) : خربزه خیلی شیرین

خربزه جُودَنه : روی پوست آن خط های برجسته دارد، وبه شیرینی معروف است.

خربزه مشدی (meshdi): تخم این خربزه را اواخر از شهر آورده بودند، به همین دلیل به مشدی شهرت یافته بود!

خربزه اُوگز (ovgaz): خربزه ای که یک طرف آن درون آب یا رطوبت قرار گرفته و مزه خوبی نداشته.

خربزه اَفتُو سُز: خربزه ای که یک طرف آن در آفتاب سوخته بود، و مزه خوبی نداشت.

خربزه دِیمَ (deyma)

[1] . امرود