رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

مهاجرت (۱)

مجتبی عبدالهی

مشکل طرح شد و برخی نظرات و مطالبی ارائه کردند .از الان جدی تر وارد مشکل و راه حل اون میشیم. تعریف مهاجرت باتوجه به مشکل مورد نظرمون : "نقل مکان از محلی به محل دیگر برای بهبود شرایط

مشکل طرح شد و برخی نظرات و مطالبی ارائه کردند .از الان جدی تر وارد مشکل و راه حل اون میشیم.

تعریف مهاجرت باتوجه به مشکل مورد نظرمون :

"نقل مکان از محلی به محل دیگر برای بهبود شرایط زندگی یا برای کسب شغل بهتر"

این تعریفی است که من از مشکل دارم و سوال اول اینه که آیا تعریف مورد نظر رو برای مشکلمون جامع و مانع میدونید؟یعنی در درجه اول آیا آنچه در مورد مشکل در ذهن همه مون هست با هم مطابقت دارد ؟

دوم) بنظر من مهاجرت فی نفسه بسیار مطلوبه . چه از رودمعجن به شهر چه بالعکس. اما مهم اینه که آیا با اینکار به اون هدف مطلوب یعنی شغل بهتر یا بهبود شرایط زندگی دست پیدا میکنند.در سالهای اول انقلاب و حتی قبل از انقلاب مواردی از مهاجرت های موفق (به دلایل مختلف )وجود داشته اما امروزه اکثر مهاجرت ها از نوع ناموفق و ناکامش هست .

سوال 2:آیا موافقید که اکثر مهاجرت های امروزه از نوع ناموفق است؟

همانطور که رودمعجن دارای جاذبه ها و امکانات خاص خود هست و در مقابل مشکلاتی برای زندگی دارد شهرهم همینطور است . دارای امکانات وجاذبه هایی است و در مقابل موانع و سختی هایی برای زندگی.برای نمونه یک رودمعجنی را تصور کنید که به شهر مهاجرت میکند.او تمام سختی ها و مشکلات زندگی که در شهر وجود دارد را به هر سختی که شده متحمل میشود :

کار کردن به عنوان زیر دست هر کس وناکس

اجاره بالای خانه مسکونی که بخش زیادی از درآمد او را شامل میشود،

هوای آلوده و کثیف شهری

خوراک ناسالم شهری و......

در مقابل از امکانات شهری حداقل استفاده را میبرد و شاید هم اصلا نمیبرد:به عنوان نمونه یک رودمعجنی مهاجر را به ندرت میشنوید از کتابخانه های بزرگ شهری ،از ورزشگاها و سالنها و سایر امکانات ورزشی ، و......استفاده کند بلکه بیشترین استفاده را از فضای شهری استفاده در تعطیلات و رفتن به دامان طبیعت و دور هم بودن میدانند که این هم ساده ترین چیزی است که در رودمعجن یافت میشود.

رودمعجنیهای که در گذشته مهاجرت کرده و زندگی آنها به نوعی با شهر عجین شده درست برعکس این عمل میکنند. از جاذبه های رودمعجن استفاده و برای دافعه های آن راه حل یافته اند که البته ما وارد اون بحث نمیشیم.

یک جوان رودمعجنی اگر بداند بهترین راه برای استفاده از امکانات و جاذبه های شهری دور زدن و رفع دافعه های آن است برای اولین گام بسیار موفق عمل کرده است .

سوال سوم) فکر نمیکنید بهترین راه برای جلوگیری از مهاجرت ناموفق ( غیر از وظایف بر عهده دولت)استفاده از جاذبه های شهری و دور زدن دافعه های آن است.یعنی زندگی و کار در رودمعجن واستفاده از شهر و امکانات آن (تا جاییکه مقدور است) در مواقع لزوم ازطریق تسهیل در رفت و آمد به شهر وکشاندن خیلی از امکانات به خود روستا است؟

جدا از جلوگیری از مهاجرت های ناموفق یکی از کارهای بسیار مفید، مهاجرت معکوس از شهر و انجام فعالیت های جدی در روستاست.(البته منظور حضور صددرصدی او نیست بلکه مطلوب ،ایجاد دغدغه ای در روستا برای اوست که رفت و آمد او را زیاد و آینده روستا را برایش مهم کند)

مثلا بازنشسته ای تصمیم بگیرد مرغداری روستا را فعال کندیا دیگر فعالیتهای مشابه که این عمل ایجاد اشتغال کرده وفعالیت و رونق روستا را دوچندان میکند.

سوال چهارم)آیا موافقید یکی دیگر از راهکارهای مفید دراین زمینه، مهاجرت معکوس است؟

یکی از مشکلات اصلی انجام هر عملی در روستا عدم همراهی خیلی از روستاییان (اکثرا مسن) است ،حتی در همین زمینه مهاجرت اتفاقی که به همین تازگی افتاده و من در جریان ام اینه که یکی از نوجوانان روستا به هیچ عنوان حاضر به آمدن به شهر نیست اما پدر و دیگر نزدیکان به شدت دنبال یافتن شغلی برای او و اجبار او به آمدن به شهر اند.

سوالات رو مشخص کردم که کسانی که علاقه مندند و درد روستا رو دارند به اونها جواب داده و بتونیم مشخص تر در مورد آنها بحث رو ادامه بدیم.این بحث های ما هرچند متهم به خام بودن و بدون نتیجه بودن خواهد شد اما تا بحثی هر چند خام شروع نشه هیچ وقت به پختگی و به مرحله نتیجه نمیرسه. البته حتی اگر این مشکل مرتفع بشه اگر کار فرهنگی و خیلی اقدامات دیگه انجام نشه اقدامات بازدارنده برای مهاجرت گاهی هم مضر میشه.بهتره مطلب رو خاتمه بدم و منتظر بشیم تا نظرات دوستان رو در مورد سوالات بگیریم و جدی تر و با هدف و چارچوب مشخص بحث رو ادامه بدیم.