مانده تا برف زمین اب شود
فاطمه علیپور
سلام چون نزدیک عیده من هیچ مطلبی به عیر از این شعر پیدا نکردم مانده تا برف زمین اب شود مانده تا بسته شود این همه وارونه چتر نا تمام است درخت زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد
سلام چون نزدیک عیده من هیچ مطلبی به عیر از این شعر پیدا نکردم
مانده تا برف زمین اب شود
مانده تا بسته شود این همه وارونه چتر
نا تمام است درخت
زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
طلوع سر غوک از افق درک حیات
مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه عید
در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد
ونه اواز پری می رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام
مانده تا مرغ سر چینه هذیانی اسفند صدا بردارد
پس چه باید بکنم
من که در لخت ترین موسم بی چهچه سال
تشنه زمزمه ام
بهتر ان است که برخیزم رنگ را بردارم روی تنهای خود نقشه مرغی بکشم
`پيشا پيش عيدتان مبارك