رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

مادر زن

سلیمان استوار فدیهه

بسم الله الرحمن الرحيم مادر زن خواهشمند است دوستان عزيز نظر خود را راجع به خط قرمزها در خصوص مقدار همكاري مرد درمنزل به طور صريح (رك و پوست كنده) بيان كنند. و مرز زن ذليلي و تفاهم

بسم الله الرحمن الرحيم

مادر زن

خواهشمند است دوستان عزيز نظر خود را

راجع به خط قرمزها در خصوص مقدار همكاري

مرد درمنزل به طور صريح (رك و پوست كنده)

بيان كنند. و مرز زن ذليلي و تفاهم را مشخص

نمايند. ضمناً اينجانب هيچ گونه مسئوليتي در

خصوص عواقب آن ندارم!!!

اي كه بهتر ز گُل و، سرو چمن مادر زن

خاك پاي تو بود، سرمه ي من مادر زن

گل رخسار تو از، لاله ي صحرا بهتر

دامنت خوشتر از آن، دشت و دمن مادر زن

هر گلي را كه ببويم، ندهد بوي تو را

عِطر و بوي تو مرا،مِِشك خُتن مادر زن

دامنت پر گل و پر، شهد و شكر ميگردد

تا گشايي دو لب از، بهر سخن مادر زن

محرم راز من و، سنگ صبوري مادر

همچو لعلي، ز بدخشان و يمن، مادر زن

قلب پاك تو لطيف است، و ليكن از من

بدتر از سنگ شده، مثل چدن مادر زن

نام تو خوش بود و، خوشتر از آني كه منم

بهتر از سيب و هلويي، به دهن مادر زن

مادر و مادر زن هر دو عزيزند مرا

تو مرا مامي و، هم مادر زن ، مادر زن

هر كجايي كه روم حال تو را ميجويم

و نگويم تو به من، زنگ بزن مادر زن

دخترت همسر من، برده دل و دلبر من

همچو يك روح ولي، در دو بدن مادر زن

ظرف ميشويم و ،جارو بزنم منزل را

و نزاعي نبود ، تن به تن مادر زن

كفتري جَلدم و، بر بام دگر ننشينم

مطمئن باش و دگر جوش مزن مادر زن

تو مپندار كه هر گز، بروي از دل ما

مگر آندم كه روم، لاي كفن مادر زن

عمر،چون باد صبا، ميگذرد اي مادر

قدر آنرا نه تو داني و، نه من مادر زن

اي سليمان تو ز مادر زن خود هيچ مگوي

چون تويي چشمه و او رود تجن مادر زن