لحظه های ملون.
محمد نیکوعقیده
پرستوهای اسمان اردی بهشت میخوانندم به همراهی به ضیافت دشتهای دور دست به روز بارانی جاده های دلچسب کاش میدانستم این پرستو ها کجا لانه دارند........ وقتی من در باغ نیستم باغ غرق در ل
پرستوهای اسمان اردی بهشت
میخوانندم به همراهی
به ضیافت دشتهای دور دست
به روز بارانی جاده های دلچسب
کاش میدانستم
این پرستو ها کجا لانه دارند........
وقتی من در باغ نیستم
باغ غرق در لحظه های ملون من شده است
وقتی نمیدانم هیچ
از راز گل سرخ با قناریها
یا از مشق احساس پروانه ها
در همنشینی سوسن ها
واندم
که رفته بود گل شب بو
به میهمانی شب مهتاب
هیچ نمیدانم............
وقتی باغ هنوز در رویای من تور می بافد.
92