رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

عكس و مكث

سلیمان استوار فدیهه

بنام خدا خالق بوم و رنگ خداوند پروانه هاي قشنگ خدايي كه داده به ما جسم و جان خداوند بخشنده و مهربان عكس و مكثي از ديار حيتا به روايت يك عكاس ناشي ( آماتور )

بنام خدا خالق بوم و رنگ

خداوند پروانه هاي قشنگ

خدايي كه داده به ما جسم و جان

خداوند بخشنده و مهربان

عكس و مكثي از ديار حيتا به روايت يك عكاس ناشي ( آماتور )

چشمم چو به زلف پر خم و تاب افتاد

كشتي دلم درون گرداب افتاد

با ديدن آلوچه ي باغ حيتا

بي تاب شدم در دهنم آب افتاد