رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

عشق در غزلیات حافظ

علی اکبر ایزدی

سلام میدونم که مطلبم هیچ ربطی به مطالب قبلی وبلاگ نداره ، ولی می خواستم حال و هوای پست ها رو کمی تغییر بدم تا حداقل چند تا مطلب مفید داشته باشیم!!!!(البته هیچ منظور خاصی ندارم ها!

سلام میدونم که مطلبم هیچ ربطی به مطالب قبلی وبلاگ نداره ، ولی می خواستم حال و هوای پست ها رو کمی تغییر بدم تا حداقل چند تا مطلب مفید داشته باشیم!!!!(البته هیچ منظور خاصی ندارم ها! مثلا فکر نکنید که می خوام بگم مطالبتون ....... هست)

یکی از تاثیرات عشق کسب فضایل و کمالات می باشد:

ماحصل عشق نزدیکی و سنخیت است، لذا عاشق از بارقه ای از انوار بی پایان

حسن و کمال معشوق بهره مند میشود و ترقی یافته و به دولت میرسد:

گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما سایه دولت بر این کنج خراب انداختی

و در مقام و مرتبت از آفتاب عالمتاب برتر میشود:

گر نور عشق حق بر دل و جانت اوفتد بالله کز آفتـاب فلک خوبتر شـوی

کمتر از ذره نی ای پست مشو عشق بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

از پای تا سرت همه نور خدا شـود در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

و این عشق است که موجب نجات و رحمت برای عاشق میگردد:

هر چند غرق بحر گنهم ز صد جهت تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم

حافظ اذعان میکند که قول و غزل و آوای دلکشش مرهون همجواری و آشنایی با عشق جانان است:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غـزل تعبیـه در منقارش

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد حدیثم نکته هر محفلی بـود

ادامه دارد...

منبع:دایره المعارف طهور