رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

ضرب المثلهاي رودمعجني 2

مرادی

سلام به همگي دوستان . اهالي باصفاي حيتا بعد از يك وقفه طولاني كه در ثبت ضرب المثلهاي رودمعجني پيش آمد به علت مشغله هاي فراوان ( كي اين مشغله ها تموم ميشه نميدونم) حال مي پردازيم به

سلام به همگي دوستان . اهالي باصفاي حيتا

بعد از يك وقفه طولاني كه در ثبت ضرب المثلهاي رودمعجني پيش آمد به علت مشغله هاي فراوان ( كي اين مشغله ها تموم ميشه نميدونم) حال مي پردازيم به شرح و توضيح چند ضرب المثل ديگر

1- د دْسْمّيّت نگا كو نِه د هّمسّيّت

2- اّرزو خري اّنْبو خري

3- موش ب سيلاخ نِمرّه جّرو وردومْش دْمْبنْدّه

4- هوتُم د خاردي پوتُم (ت در هوت و پوت هر دو تشديد دارد)

1- د دْسْمّيّت نگا كو نِه د هّمسّيّت

دسميه : دستمايه (مايه و حاصل دسترنج) – سرمايه

به سرمايه ات نگا كن نه به همسايه ات

هدف اين ضرب المثل نوعي پند و اندرز است براي نهي و بازداشتن از تقليد و چشم و همچشمي و معني آن اينست كه هر وقت خواستي كاري انجام دهي يا وسيله اي بخري به همسايه ات نگا نكن كه فلان كار را كرده يا فلان چيز را خريده . اول به سرمايه ات نگا كن ببين پول داري يا نه.

2- اّرزو خري اّنْبو خري

ارزو : ارزان – كم ارزش

انبو : در گويش مردم رودمعجن انبو نوعي پارچه ارزان قيمت و بي كيفيت است كه معمولا براي دوخت زيرشلواري از آن استفاده مي شود

خري : فعل خريدن

ترجمه : اگر چيز ارزان قيمتي بخري انگار كه انبو خريده اي

مراد از اين ضرب المثل اينست كه جنس ارزان قيمت نخر چون اگر جنس ارزان كيفيت ندارد و همانند انبو دوام و استحكامي ندارد .

مشابه اين ضرب المثل ، اين مثل معروف شهريها است كه : هرچقدر پول بدي همونقدر آش ميخوري

3- موش ب سيلاخ نِمرّه جّرو وردومْش دْمْبنْدّه

سيلاخ : همان سوراخ است جّرو : جارو دوم : دُم

موش به سوراخ نميره جارو به دمش مي بنده (موش خودش توي سوراخ جا نميشه، نميتونه وارد بشه جارو هم به دمش ميبنده)

اين ضرب المثل در محاورات مردم شهر هم وجود دارد اما معلوم نيست كه ابتدا در روستا ساخته شده بعد به شهر رفته يا بالعكس از شهر به روستا رفته منتهي با توجه به اينكه كلمات موش و جارو محصول روستا مي باشد مي توان حدس زد كه اختراع مردم روستا بوده است ( عجب فرضيه جالبي بود)

با اينحال منظور از اين ضرب المثل نوعي كنايه و نيش زبان است براي كسي كه در بين مردم جايگاهي ندارد ولي خودش را بزرگ مي شمارد. يا مثلا كسي كه قادر به انجام يك كار كوچيك نيست اما ادعاي كارهاي بزرگ ميكنه.

4- هوتُم د خاردي پوتُم

و اما ضرب المثل آخر كه مطمئنم خيلي از شما تا بحال به گوشتان هم نخورده و ممكنه براي اولين بار كه بشنويد مدتي مات و مبهوت بمانيد كه اين ديگه چيه. دقيقا عين خودم كه وقتي شنيدم تا مدتي اصلا به ذهنم نمي رفت و نمي توانستم كلماتش را بر زبان بياورم. مي گفتم هوت چيه. پوت چيه. معني آنرا از بسياري پرسيدم چيز متفق القولي دستگيرم نشد اما از تجميع آنها اين معني عايدم شد.

كلمات هوت و پوت هيچكدام وجود خارجي ندارد و اصلا معلوم نيست معني آنها چيست . من حتي فرهنگ لغت را هم جستجو كردم ولي چيزي پيدا نشد . تنها اين معاني پيدا شد كه فكر نمي كنم ربطي به معني اين ضرب المثل داشته باشد

هوت : جمع هوته

هوت پول :  ژنرال فرانسوی ( 1807 - 1754 م .) در جنگ استرلیتز در ( 1805 ) لیاقت خود را نشان داد . دو سال بعد در نبرد ایلو ( 1807) به شدت مجروح گردید و چند روز بعد در گذشت .

· هت : از اندازه های هند بوده که معادل یک قبضه و بیست و چهار انگشت باشد و آن یک ذرع است و دست نیز نامیده میشده .

پوت : خوراک‌قلیه‌که‌ازجگرگوسفنددرست‌کنندقلیه( اسم ) مقیاس وزن روسی معادل 16/38046 کیلو گرم ( قریب 5 من تبریز و کسری ) . توضیح در گیلان مازندران و آذربایجان مستعمل است .

در جمله اتساعی لوت و پوت این کلمه آمده است لوت بمعنی طعام است و پوت چون تابعی برای آن

پت : پرز, کرک, پشم‌نرمی‌که‌ازبن‌موهای‌بزمیروید, واز آن‌شال‌وپارچه‌های‌لطیف‌میبافند, بزشم‌وبزوشم, بزوش, تبت‌وتبدنیزگفته‌شده

 ( اسم ) 1- پشم نرمی که از بن موی بز روید و آنرا بشانه بر آورند و از آن شال بافند بز پشم بزوشم کرک کلک . 2- کرکهای ریز در هم تافت. سطح بشر. بعضی گیاهان کرکها و الیاف نرم سطح بعضی اندامهای گیاهی پرز 3- هر چیز نرم

آنطور كه من فهميدم منظور از هوت : هدف از انجام كاري كه قرار است انجام شود (هدف ، نيت )

و منظور از پوت : نتيجه اي كه از انجام آن كار بدست مي آيد (نتيجه،‌حاصل)

خاردي← خارد ←خورد (اسم) ← در خورد← در خور (به معني شايسته و درخور)

در مجموع منظور اين ضرب المثل اينست كه : اون چيزي كه ميخواستيم بشه ، نشد. دوباره مثل اولش شد.

اين ضرب المثل را مادر گرامي بويژه در قضيه بنايي زياد بكار مي برد. قبل از بنايي نقشه هاي زيادي ريخته شد اينكه اينجا رو چكار كنيم. اونجا رو چكار و از اين نقشه ها كه بكلي نقشه خانه عوض مي شد. وقتي بنايي تموم شد فهميديم فرق زيادي نكرده ، و مادر كه بويژه از ابتدا با برنامه بنايي كاملا مخالف بود مدام مي گفت :

خاب چيشه رفت، هوتم د خاردي پوتم ( خب چي شد ، چه فرقي كرد؟ هموني شد كه از اول بود)

بنده تمام سعي و تلاش خود را بكار بردم تا اين ضرب المثل را به بهترين شكل معني و تفهيم نمايم. نمي دانم موفق شدم يا نه . شايد هم اصلا معني اش متفاوت از اين باشد. دوستان گرامي كمك كنند اگر كسي مي داند (بويژه جناب زمستان كه حتما شنيده) راهنمايي نمايد