سلامی دوباره
علی رضا نیکوفکر
کوچه ای را بود نامش معرفت مردمانش با مرام از هر جهت سیل آمد کوچه را ویرانه کرد مردمش را با جهان بیگانه کرد هرچه در آن کوی بود از معرفت شست و با خود برد سیل بی صفت از تمام کوچه تنها
کوچه ای را بود نامش معرفت
مردمانش با مرام از هر جهت
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد
مردمش را با جهان بیگانه کرد
هرچه در آن کوی بود از معرفت
شست و با خود برد سیل بی صفت
از تمام کوچه تنها یک نفر
خانه اش ماند و خودش جست از خطر
رسم و راه نیک هرجا بود و هست
از نهاد مردم آن کوچه است
چونکه در اندیشه ام اینگونه ای
حتم دارم بچه ی آن کوچه ای ...
سلام صمیمی ام بر کوچه های حیتا و حیتادلان عزیز
تاخیر طولانی ام را ببخشید تا بعد......