رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

سفری به رودمعجن بایدم

حسین ثابتی مقدم

همچنان روزمرگی یقه ام را گرفته ولم نمی کند نه دیگر اهنگای فردی مرکوری سرحالم میکند نه فیلم های تارانتینو نه حرفهای شوپنهاور و نیچه زندگی رو سر وته می کنم باز فایده ای ندارد انگار ب

همچنان روزمرگی یقه ام را گرفته ولم نمی کند

نه دیگر اهنگای فردی مرکوری سرحالم میکند نه فیلم های تارانتینو نه حرفهای شوپنهاور و نیچه

زندگی رو سر وته می کنم باز فایده ای ندارد انگار بغض های گیر کرده در گلویم چسبیده اند

دارن ذره ذره وجودم را فتح می کنند

رجاله هایی را که صادق هدایت می گفت این روزها به وضوح می بینم

باز به سفر احتیاج دارم سفری به جایی که ناراحتی را ازم دور می کند

سفری به رودمعجن بایدم

مرا به نداشته هایم به فقدان نبودن به شرم از حضور به روان پاک محکوم می کنند

روزهای روز مرگی از پی هم رو به افتضاح و افتضاح تر پیش می رود

باید اهنگ فردی مرکوری عزیز را روی تکرار بگذارم و به حیات گربه بیندیشم

به خاکهایی که مرا مدفون کرده اند و شاید مصون !

دانلود آهنگ " !Turn! Turn! Turn " از " The Byrds