سادات رودمعجن ( درادامه گفتگو با مهندس حسامی)
گروه شاخص
طبق قولی که جناب آقای حسامی برای در اختیار قرار دادن مطالبی به ما دادند ایشان لطف کردند و مطلبی در خصوص سادات رودمعجن را جهت انتشار به دست ما رساندند. در خصوص سادات مذکور اطلاعاتی
طبق قولی که جناب آقای حسامی برای در اختیار قرار دادن مطالبی به ما دادند ایشان لطف کردند و مطلبی در خصوص سادات رودمعجن را جهت انتشار به دست ما رساندند. در خصوص سادات مذکور اطلاعاتی هم از جناب آقای عبدالهی (حاج شیخ ابراهیم ) دریافت کردیم که به علت مشابهت با مطلب مذکور از تکرار پرهیز میکنیم . جهت حفظ اصلالت مطلب در متن ارائه شده توسط آقای مهندس تغییراتی ایجاد نکردیم ، فقط مطالب آبی رنگ داخل پرانتز از اطلاعات ارائه شده توسط جناب آقای عبدالهی است . دوستان اطلاعات تکمیلی خود را در بخش نظرات در اختیار سایر اعضا قرار دهند .
به حکم آنکه سنم اقتضا میکند و بر اطلاعاتی تسلط دارم که برای عزیزانم مسئله است این چند کلمه را نوشتم.
سادات رودمعجن
شک نیست که در گذشته در رودمعجن سیدی وجود نداشته است .
سادات رودمعجن عبارتند از :
1- آقایان علائی که پس از ازدواج جناب محمد تقی علائی با دختر خانم عندلیب از طریق کدکن به رودمعجن آمدند . مشهورترین فرد این خانواده جناب سید حسن یا سید حسین علائی از استادان حوزه علمیه مشهد و از عزیزان رودمعجن هستند .
2- سادات هاشمی : این سادات که از جمله عزیزان رودمعجن هستند دو نفر بودند . آقای هاشمی بزرگ که دختر ایشان با معلم سال چهارم من آقای دزفولی (که اهل سبزوار هستند ) ازدواج کرد . پسر این آقای هاشمی در دبستان رودمعجن همکلاسی من بود و نمیدانم این عزیز من اکنون کجاست .نفر دوم هاشمی کوچک بود که شما عزیزانم آنها را بهتر از من می شناسید . این سادات معلوم نیست از کجا به رودمعجن آمده اند و یا حداقل من نمیدانم.(این سادات از گناباد به رودمعجن آمده اند)
3- سادات کارگر : که من مرحوم سید علی ارگر را خوب دیده و ارادت خاصی به ایشان و فرزندان ایشان دارم. خدا روحش را شاد کند . ایشان نیز نمیدانم از کجا به رودمعجن آمدند و از چه ساداتی هستند.(سادات کارگر از بایگ به رودمعجن آمدند )
4- در کوچه شوده روبروی خانه حسن پهلوان ( حسن پهلوان : پهلوان ناشناخته رودمعجن که اگر خداوند لطفی فرماید و به من توفیق دهد باید این پهلوان را به عزیزانم بشناسانم) سیدی بود که 2 پسر داشت . یکی سید مهدی و یکی دیگر که نمیدانم اسم او چه بود ولی قیافه کوچکی داشت و لال بود . این سید محترم هم که من او را دیده ام عمامه سیاه بزرگی بر سر میگذاشت و زمانی که من بچه کوچکی بودم خانه نشین بود ولی من ارادت خاصی به آن پسر لال دارم که فردی کوشا بود و با هم در سرتینگل گوسفند میچراندیم. این سید را هم من نمیدانم از کجا آمده و از چه ساداتی می باشد.( منظور سید عبدالله است که از جلگه رخ به رودمعجن آمده اند . فرزندان ایشان سید مهدی ، سید محمد ، سید علی اکبر ، سید غلامرضا هستند. )
5- سادات دیگری بعدها از طرف جلگه رخ و جلگه محولات آمده اند که نور چشمان من آنها را بهتر از من میشناسند .
6- سادات موسوی : که دوشاخه میشوند
الف) آنها که هنوز به نام موسوی هستند که شاخص ترین آنها سید رضا بود و در حصار زندگی میکرد و فرزند او که شاعر بود و اولین معلم من بود و خدا رحمتش کند حاج سید احمد موسوی است که عکس ایشان را برای انتشار بزودی در اختیار خواهم گذاشت .
ب) سادات حسامی که شما آنها را بهتر از من می شناسید .( این سادات هم از بایگ به رودمعجن آمده اند )
ولی لازم است به عزیزان و فرزندانم بگویم که سادات موسوی با سادات امام پور در بایگ ساکن بایگ بوده و نوزده پشت از اینها شجره نامه دارند و به فردی به نام معین الدین ختم می شوند.
با درود به همه نور چشمان و عزیزانم که این سایت را اداره میکنند.
سید حسین حسامی رودمعجنی