(سابقه صنایع در رودمعجن )1
استاد رودمعجني
رودمعجنیها ی امروز با کشاورزی روزگار می گذرانند و اندکی هم دامداری دارند. امارودمعجن قبلا صنایع مهم دیگری هم داشته است. شما می دانید که پیشرفت هر مردمی به این است که بیشتر از مصرف
رودمعجنیها ی امروز با کشاورزی روزگار می گذرانند و اندکی هم دامداری دارند. امارودمعجن قبلا صنایع مهم دیگری هم داشته است. شما می دانید که پیشرفت هر مردمی به این است که بیشتر از مصرف خود تولید کنند و محصولات اضافه را بفروشند. این کار همان صادرات است.
اگر مردمی صادراتشان بیشتر از وارداتشان باشد، خیلی سریع ثروتمند می شوند و اگر واردات بیشتری داشته باشند، به مرور فقیر و فقیرتر می شوند و این همان راز اصلی فقیر شدن رودمعجنیهاست
در قدیم رودمعجن کالاهای زیادی برای صادرات داشته که برخی از آنها کاملاٌ فراموش شده است.
1. آهن : گاو آهن محلی را بسیاری از شما می شناسید. چوبی دوشاخه و منحنی شکل که یکسر آن به وسیله جوغ (Jogh) به شانه دو گاویا دو الاغ بسته می شد و به سر دیگر آن قطعه ای آهن به شکل مثلثی متساوی الساقین متصل بود که روی زمین قرار می گرفت. کشاورز، تیرکی عمودی را در دست می گرفت و به وسیله آن، گاو آهن را روی زمین هدایت می کرد. با حرکت حیوانات (گاو یا الاغ )، خیش آهنی زمین را می شکافت و در آن شیار ایجاد می کرد و کشاورزی با این شیار آغاز می شد...
ظاهرا این آهن را که قلب کشاورزی بوده ، در رودمعجن می ساختند. دررودمعجن قدیم چندین کوره آهنگری وجود داشت که بقایای آنها تاچندی قبل باقی بود . اما من دو نمونه روشن و فعال آن را در پی باغ آقایان آهنی (خدابیامرزحج عباس و حج علی ) به خاطر دارم. در یک سو، یکنفر با سرعت و شدت با بالا وپائین اوردن اهرم دم در کوره می دمیدند تا آتش افروخته بماند و در سوی دیگر آهنگر آماده بود که کار شکل دهی آهن های مذاب را انجام دهد.
علاوه بر آن که خود یها از این آهن ها استفاده می کردند، مقداری از آن نیز در روستاهای همجوار فروش می رفت.
2. کرباس بافی : کرباس پارچه ای ضخیم و نسبتاٌ با دوام بود که برخی آن را برای لباس یا مندیل (عمامه محلی) استفاده می کردند. پیراهن کرباس برای مردان، بلند و گشاد بود و دامنی داشت که تا روی زانو می رسید. (بعضی از مردم خواف هنوز هم از این طرح لباس می پوشند). اما کرباس بیشتر برای ملافه یا آستری لحاف و تشک، بند قنداق نوزاد و مانند آن استفاده می شد.
دستگاه چوبی کرباس بافی نسبتاٌ پیچیده بود و قطعات مختلفی داشت. من هنوز هم صدای چک و چک آن را هنگامی که همسایه ( خدابیامرز هاجرکلبمراد) با آن کار می کرد به یاد دارم. بند قنداقهای رنگی و بقچه بند هایی که با سلیقه رنگ آمیزی شده بود، فروش خوبی داشت... ادامه دارد