رودمعجن ( گذشته ، حال ، آينده)
نجمه عبداللهی
بخش اول: مقايسه گدشته و حال رودمعجن پيرمردها روي سكوي كنار مغازه حجي روشني نشسته اند. 2 يا 3 نفري هم روبروي انها اين طرف جاده نشسته اند. آنها را ميشمارم. كلا شايد شش يا هفت نفر بيش
بخش اول: مقايسه گدشته و حال رودمعجن
پيرمردها روي سكوي كنار مغازه حجي روشني نشسته اند. 2 يا 3 نفري هم روبروي انها اين طرف جاده نشسته اند. آنها را ميشمارم. كلا شايد شش يا هفت نفر بيشتر نباشند. احساس غم عجيبي دارم.
هر مرتبه اي كه ميام رودمعجن تقريبا اين سكوها خالي تر از مرتبه قبل هستند.
اون قديمها وقتي كه بچه تر بوديم اين سكوها آنقدر پر بودند كه جا براي نشستن همه نبود و چند نفري به ناچار سرپا مي ايستادن و منتظر ميشدن كه كسي برود و جاي او را بگيرند. از اين سر تا اون سر پي باغ عصرها پر بود از مردان مسن كه خسته و فارغ از كار روزانه براي استراحت مي آمدند و از هر دري سخن ميگفتند و وقتي كه بزرگتر شده بوديم يادمه وقتي ميخواستيم از اونجا رد شيم سعي ميكرديم سريع گذر كنيم بس كه اونجا شلوغ بود .
اما متاسفانه امروز ديگه از اون همه نگاه چيز زيادي باقي نمونده و حتي گاهي دلمون تنگ ميشه واسه رد شدن از ميون اون جمعيت شلوغ.
يه زماني رودمعجن آنقدر جمعيت داشت كه آمار تولد و مرگ و مير اون تقريبا برابر و شايد تولد حتي بيشتر هم بود اما حالا اينطوري كه شواهد نشون ميدن آمار تولد نسبت به مرگ و مير تقريبا يك به ده ميباشد. اين آمار برگرفته از يه منبع مهم و موثق نيست بلكه فقط برگرفته از شواهد است. شواهدي كه به راحتي گوياي اين قضيه دردناك هستند.
از عيد امسال تا الان رو در نظر بگيرين شايد حدود ده نفر در رودمعجن به رحمت خدا رفته اند خوب وقتي نگاه ميكنيم تقريبا همه آنها جزو مسن هاي رودمعجن بوده اند حالا در اين بين چند تولد رخ داده است...
پس به راحتي ميشه نتيجه گرفت كه جمعيت رودمعجن به سرعت در حال كاهش است و مخصوصا جمعيت نسل قديم و ارزشمند رودمعجن.
مقايسه حال و آينده رودمعجن
رودمعجن را اكنون با زماني مقايسه ميكنيم كه جوانها ي امروز تبديل شده اند به مردان جا افتاده و ميانسال و يا مسن كه اداره امور به دست آنها خواهد بود . يعني شايد حدود بيست يا سي سال آينده شايد هم بيشتر
خوب در آن زمان شايد بشه گفت ديگه پيري از نسل قديم رودمعجن وجود نداشته باشد. اون موقع مردان مسن رودمعجن بازمانده جوانها و ميانسالهاي امروز رودمعجن هستند.
حالا آيا واقعا عملكرد مردان رودمعجن در دهه هاي آينده مانند پدرانشان (همانهايي كه ما امروز شاهد از دست دادن يكي يكي شان هستيم و بر رفتنشان غصه دار ميشويم)خواهد بود و جوانهاي آن دوره ميتوانند به عملكرد بزرگان همان دوره كه جوانترهاي امروز هستند آفرين بگويند و احساس وظيفه كنند كه عملكرد آنها را ادامه دهند در حفظ و توسعه و آباداني رودمعجن؟
شايد بتوان گفت آنها حتي بهتر و با فكري بازتر نسبت به مردان قديم عمل خواهند كرد و شايد هم برعكس حاصل كار گذشتگان را نيز نابود خواهند كرد.
به نظر شما اين باغهاي زيبا و سرسبز كه اكنون به نسل ما رسيده و مربوط به پدران و اجداد بزرگ ما هست آيا در دهه هاي آينده باز هم به همين صورت خواهند بود و يا حتي آبادتر نيز خواهند شد و يا اينكه در آينده با انبوهي از باغهاي رو به زوال روبرو خواهيم شد؟ آيا از زنان آن دوره كسي خواهد بود كه پاي دار قالي بنشيند ؟ و آيا بوي نون تازه و گرم از حياط هيچ خانه اي به مشام خواهد رسيد؟
آيا اون زمان هيچ گله گوسفندي توي رودمعجن خواهد بود و يا مثل امروز كه بر خلاف گذشته كه چند گله مختلف توي رودمعجن بوده و حالا تنها يك گله باقي مانده آن زمان نيزاثري از همين يك گله هم نباشد؟
آيا مردان آن روزگار به خودشان سختي خواهند داد كه توي هواي گرم بروند به آلوچه ريزي و زحمات ريختن و خشك كردن و ... آ ن را مانند مردان قديم متحمل شوند يا اينكه در آن روزگار از درخت آلوچه ديگه خبري نخواهد بود و اگر كسي هوس آلوچه كند بايد آن را بسته بندي از مغازه خريداري كند؟
فصل برداشت گلابي و سيب و گيلاس و ... چطور؟
آيا كاشت و برداشت گندم مثل قديم رواج خواهد داشت ومردان و جوانان آن روزگار مانند پدرانشان اين نعمت بسيار ارزشمند را تباه نخواهند كرد تا براي هميشه از داشتن نان محلي محروم نشوند.
اگه بخوايم فكر كنيم كه مردان اينده روستا هيچ كدوم از اين كارها رو انجام ندن و همه رو به فراموشي بسپارن اون وقت بايد لذت خيلي چيزها رو به قاب خاطرات بسپاريم مثل چيدن يه گيلاس رسيده از شاخه درخت
و واي به حال بچه هاي آينده كه اصلا توي او ن روزگار ندونن چيدن ميوه از درخت يعني چه و چه لذتي داشته اينكار در قديما !! شايد هم كاملا عكس اين قضيه نا اميد كننده اتفاق بيفتنه يعني مردان آينده رودمعجن پرتلاش و پرتوان همانند پدرانشان ادامه خواهند داد و به آباداني روستا خواهند پرداخت.
يه تذكر مهم ( اين تذكر رو جدي بگيرين)
شايد تذكر اين نكته به نظرتون خيلي پيش پا افتاده بياد ولي يه زماني ميرسه كه همين چيزهاي به نظر پيش پا افتاده يه حسرت ميشن.
رودمعجن اينده روزگاري خواهد بود كه شك نداشته باشيد ديگه توي اون جانداري به اسم الاغ وجود نخواهد داشت. يادمه زماني كه بچه بوديم وقتي وارد رودمعجن ميشديم توي جاده كلي الاغ ميديدم كه يا مشغول بار كشي بودن و يا در حال سواري دادن به صاحبانشان حالا الان كه ميريم رودمعجن توي كل جاده شايد يه الاغ بيشتر به چشممون نخوره كه اونم به پيرمرد دوست داشتني روش نشسته . جوونهاي امروز رودمعجن تقريبا ميشه گفت همشون موتور سوارن و خودشون رو اذيت نميكنن سوار الاغ شن كه هم ديرتر راه ميره و هم شايد افت كلاس داشته باشه حالا اين جوونها كه نسل اينده مردان رودمعجن هستند به نظرتون وقتي كه پا به ميانسالي گذاشتن سوار الاغ ميشن؟
اون زمانها هميشه منتظر بوديم پدربزرگهامون از بيرون بيان و و بعد كه بار الاغ رو خالي كردن و خواستن الاغ رو ببرن توي خونش همون مسير رو ما روي الاغ بشينيم و لذت الاغ سواري رو تا عمق جونمون درك كنيم. اما نسل آينده چطور؟ آيا اين لذت رو ميتونن اوناهم درك كنن؟
به نظرمن كه ديدن مردي يا پيرمردي كه سوار بر الاغ داره بار مياره يكي از زيباييهايي است كه بايد توي ذهنمون اون رو حفظ كنيم چون مطمئن باشين روزگاري ميرسه كه ديدن اونا برامون يه حسرت بشه
ساختار رودمعجن درآينده- 30 ،50،40 يا ...بعد
رودمعجن را حدود 30 سال بعد در نظر بگيريد. البته اينكه بگوييم 30 سال بعد دقيق نيست اين پيش بيني ميتواند براي خيلي زودتر از آن يا هم بالاتر از 30 سال يعتي 40 يا 50 سال بعد بوقوع بپيوندد.
حالت اول :
آينده دردناك رودمعجن
توي جاده پيش ميريم جاده همون جاده آسفالت قديم هست. وارد رودمعجن ميشيم . تقريبا نصف خونه هاي قديمي خراب شدن و جاشون رو دادن به خونه هاي جديد سنگي ، آجري و ...
سكوتي عجيب ده رو فرا گرفته. ميريم تا ميرسيم به پي باغ. كنار مغازه محمود هميشه چند تاجوون نشسته بودند ولي الان در مغازه بسته و و هيچكس اونجا نيست. از اونجا ميگذريم و ميرسيم به مغازه هاي پي باغ پرنده پر نميزنه
همه مغازه هاي هم بسته هستن. بالاخره بعد كلي گشتن يه مغازه هست كه درش بازه . بعد احوال پرسي جوياي حال آدمهاي رودمعجن ميشيم كه با خنده اي بر لب ميگه عجله نداشته باشين از امروز تعطيلات شروع ميشه و بعد ببينين كه چطور رودمعجنيها برميگردن به روستا و تا آخر تعطيلات ميمونن!
تازه فهميدم كه رودمعجن تبديل شده به يه روستا كه ساكنان آن فقط در ايام تعطيل و فراغت از كار براي استراحت و تفريح به اون سري ميزنن و با تمام شدن تعطيلات همه بر ميگردن به شهر سر خونه و زندگيهاشون و اونوقت رودمعجن ميمونه خالي از سكنه با يه قبرستان قديمي كه شايد روح ساكنان نازنين اون غريبانه نظاره گر رفتن عزيزانشان هستند .
حالا ديگه هيچكي اينحا سكونت دائمي نداره........
حالت دوم:
نگاه مثبت به آينده:
رودمعجن حالا تبديل شده به يه روستاي كاملا پيشرفته با كليه امكانات رفاهي و ارتباطي شامل ايننترنت و چيزي ماوراي اينترنت كه مخصوص اون روزگاره
همه قسمتهاي روستا گازكشي شده
تمام كوچه و پس كوچه ها آسفالت شده اند.
مرغداري از سيستم پيشرفته و مكانيزه برخودار است با كلي كارگر كه مشغول كارند
دامداري بزرگي نيز در گوشه ديگر روستا به چشم ميخورد با كلي كارگر و دام
پرورش زنبور عسل كه قبلترها وجود داشت اما حالا به صورت خيلي بهتري توسعه ياقته و ...
يه سالن ورزشي بزرگ توي رودمعجن وجود داره كه خيلي هم فعال هست
اون طرف روستا يعني آخر جاده كه وارد سرتينگل ميشي يه چندتايي رستوران تا خود آبشار به چشم ميخوره
مغازه هايي كه قديم بودن حالا بزرگتر و مجهزتر شدن و و تقريبا همه جور امكاناتي دارن و همه جور مواد غذايي واسه فروش
از همون اول هم هر چند قدمي يه سطل زباله نصب شده تا خود آبشار
چند تا سرويس حمل و نقل عمومي هم به چشم ميخوره واسه جابجايي گردشگران و يا حتي خود مردم كه وسيله واسه رفتن ندارند
مابين مسير پسر بچه هايي به چشم ميخورن كه جلوشون يه سيني پر از لواشك و آلوچه ها ي بسته بندي و نون هاي محلي بسته بندي و ... واسه فروش گذاشتن
حالا توي رودمعجن كه قدم ميزني بوي زندگي رو احساس ميكني تقريبا نصف كساني كه مهاجرت كردن به شهر برگشتن و دارن همينجا زندگي ميكنن جمعيت رودمعجن خيلي بيشتر از قديما شده
توي كوچه هاي صداي بازي بچه ها به گوش ميرسه
رودمعجن تبديل شده به يه روستاي سرزنده و پويا و بانشاط كه دوباره زندگي رو از سر گرفته
دوستان خوبم اين نوشته يه متن كاملا ساده برگرفته از حرف دلم و شايد حرف دل خيليهاتون بود كه امكان داره ايراد و اشكال توش زياد به چشم بخوره . دوستان هر جور اشكال و ايرادي كه به متن داشتين يا اگه مطلبي اضافه كه مربوط به موضوع باشه به ذهنتون رسيد لطفا توي نظرات ارايه دهيد . همچنين فكر ميكنم جالب باشه كه هر يك از دوستان بعد خوندن متن بگن كه با كدوم حالت رودمعجن توي آينده موافق هستن و حتي اگه حالت ديگه اي هم براي آينده رودمعجن به نظرتون ميرسه بيان كنيد.