در پيچ و خم گلبوته ها ...........
محمد نیکوعقیده
و چه موسمي با تو در سايه ي بلند فاصله ها تو جان و تن مهربان ابادي من فصل كوه و عطر بوته هاي گون ياد سنبل و لاله ي وحشي با من ملاقات شقايق در سينه ي كوه چشم انداز دشت در حاشيه ي رود
و چه موسمي با تو
در سايه ي بلند فاصله ها
تو جان و تن
مهربان ابادي من
فصل كوه و عطر بوته هاي گون
ياد سنبل و لاله ي وحشي با من
ملاقات شقايق در سينه ي كوه
چشم انداز دشت در حاشيه ي رود
رنگين كمان منظره ها و هياهوي سكوت
و چه موسمي در راه
فصل سرخوشي باغ وسرمستي قناري
اواي دلكش هزار مقام در حريم نهر جاري
در چهچهه ي مستانه ي لب رود
در صبح و عطر دل انگيز گل پونه ها
در رقص شادباش پروانه ها
در پيچ و خم گلپونه ها
در تيرگي وهم الود اب در سر سربندها
سر كاريز و هجوم بره هاي تشنه
هجوم سنجاقكها به نيزار سر چشمه
در ذوق و شوق دهقان و فصل درو
در خوشه چيني و فصل داسهاي نو
موسم خوب خدا
فصل گندم و جو
در دستهاي ليچ الوچه چين
در ضربه هاي ياه و تن شاخه هاي مسكين
حال و هواي الوچه ريزي چه سنگين
چسبنده سطلها هر روز
بر سر دوش
اجاق هيزم و عطر اشكنه هاي مادر
در دل باغ سرپوش
كه ميريخت در تن شاخه ها
ميرفت تا دور دستها در دل صحرا
تا پهنه ي دشت
تا سرفصل سادگيها
تا حوضچه ها تا ابشاركها
كه پر از جاي پاي من و كودكيها
و خاطره ي ماهيها
كه حالا رفته اند از اينجا
درود اي بهترين روزها
حوض بازيها پل سازي ها
كه به خطا رفتيم و جا ماند از ما
روزگار خوش دلخوشي ها
نازنين خاطره ها...... ...........................جگر گوشه