رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

دردهای نوستالژیک

حسین ثابتی مقدم

نوستالژی یعنی غم غربت، غم و اندوه روزهای گذشته. نوستالژی یعنی بیاد آوردن خاطرات تلخ و شیرین روزهایی که رفته‏ اند و دیگر برنمی‏گردند. چه کسی می تونه ادعا کنه که از این حس رنج نمی بر

نوستالژی یعنی غم غربت، غم و اندوه روزهای گذشته. نوستالژی یعنی بیاد آوردن خاطرات تلخ و شیرین روزهایی که رفته‏ اند و دیگر برنمی‏گردند.

چه کسی می تونه ادعا کنه که از این حس رنج نمی بره ؟

نوستالژی یعنی یک آهنگ که با گوش کردنش تمام گذشته برایت زنده می شود

نوستالژی یعنی یک فیلم که تمام ترسهای کودکانه ، تمام شوق های کودکانه را برایت زنده می کند .

نوستالژی یعنی مادربزگ که تمامی محبت را برایت معنی می کرد ،یعنی پدر بزگ طنین قران خواندنش سر صبح .

نوستالژی یعنی خانه ی خاله یعنی تو ایوان جمع شدن

نوستالژی یعنی بابا آب داد یعنی پر کردن خطهای دفتر از ترس معلم

نوستالژی یعنی چشمانت رو ببندی تا پر از اشک بشه به خاطر اون چیزی که می خواهی و ممکن نیست یعنی بغض های کهنه

نوستالژی یعنی همه آن دردها و رنجهایی که از یادم رفته بود و امروز دوباره برایم زنده شد...