رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

خواسته هاي يك مرد بيوه

سلیمان استوار فدیهه

بسم الله الرحمن الرحيم با سلام و ادب و احترام به حضور همولايتيهاي خودم عرض كنم يكي از صدها محاسن ديد و بازديد ها ( صله رحم ) در ايام عيد نوروز و غيره مشكلات خود را در جمع صميمي اقو

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام و ادب و احترام به حضور همولايتيهاي خودم عرض كنم يكي از

صدها محاسن ديد و بازديد ها ( صله رحم ) در ايام عيد نوروز و غيره

مشكلات خود را در جمع صميمي اقوام بيان كردن است لذا چند خواسته

مشروع و مشروط و نسبتا قابل اجرا را كه توسط يك مرد مجرد ( بيوه )

رودمعجني در ديد و بازديدهاي نوروز 93 در جمع فرزندان و اقوام

خود مطرح گرديد به سمع و نظر دوستان ميرسانم.اميد است همچنانكه

پدران و مادران عزيز و مهربان تلاش ميكنند نيازهاي مادي و معنوي

فرزندان خود را بر آورده نمايند متقابلا فرزندان هم به فكر خواسته هاي

عاطفي والدين خود باشند و به وظيفه ديني و اخلاقي خود عمل كنند. ان

شاالله.

خواسته هاي يك مرد بيوه

بهار آمد جوانان زن بگيريد

ولي اول براي من بگيريد

چو كفتر بق بقو كرده و اما

نگويم دانه و ارزن بگيريد

لباسم پاره گر باشد غمي نيست

نخواهم قرقر و سوزن بگيريد

ولي بي زن نشايد زندگاني

به ترفند و به فوت و فن بگيريد

اگر يارانه ام را قطع كردند

به وعده تا سر خرمن بگيريد

در اين كوچه اگر زن تخم جن است.!

از آن كوچه از آن برزن بگيريد

زني بي ادعا خواهم نه زانها

كه موي خود فشن كردن بگيريد

زني خواهم كه مادر مرده باشد

نه ويبره بهر لرزيدن بگيريد

پدر زن هم اگر باشد از آنان

كه ريش خود تراشيدن بگيريد

زني خواهم كه تك فرزند باشد

ولو از ملك اهريمن بگيريد

نمي خواهم ببينم باجناقي

مبادا اينچنين دشمن بگيريد

زني خواهم كه با من يار باشد

نه باري روي اين گردن بگيريد

زن افسرده و اخمو نخواهم

از آنهايي كه مي خندن بگيريد

به رودمعجن اگر پيدا نشايد

بريد از بُرس و ازكدكن بگيريد

جهازي مختصر از شهر تربت

نه از تهران و از جردن بگيريد

نه يخچالي كه باشد سايد باي سايد

برايم يك عدد كلمن بگيريد

نخواهم چرخ گوشت و آسيابي

همان بهتر كه يك هاون بگيريد

نيازي نيست كادو پارچ و ليوان

برايم يك حلب روغن بگيريد

عروسي را نه در تالار تربت

ولي جشني به رودمعجن بگيريد

براي آنكه مجلس گرم گردد

مبادا زانچه شد قدقن بگيريد

كت و شلوار شيكي هم نخواهم

ولي تنبان و پيراهن بگيريد

برايم خانه اي در اوحداوو

و يا اندر پي شربن بگيريد

و يك مقدار پولي هم ز تهران

ز دزداني كه دزديدن بگيريد

از آنهايي كه با ميليارد بردند

به ريش ما بخنديدن بگيريد.!