رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

خواب خوش

سلیمان استوار فدیهه

بسم الله الرحمن الرحيم باسلام و ادب و احترام به حضور همولايتيهاي خوبم . سال نو را به همگي تبريك عرض نموده و برايتان سالي پر بار و همراه با موفقيت بيشتر آرزومندم و همچنانكه ازقديم م

بسم الله الرحمن الرحيم

باسلام و ادب و احترام به حضور همولايتيهاي

خوبم . سال نو را به همگي تبريك عرض نموده و

برايتان سالي پر بار و همراه با موفقيت بيشتر

آرزومندم و همچنانكه ازقديم ميگويند:

سالي كه نكوست از بهارش پيداست

شامي كه نكوست از نهارش پيداست

بنابر اين با توجه به بارندگيهايي كه در شروع

فصل بهار داشته ايم ان شاالله سال خوبي در

پيش خواهيم داشت...... اميدوارم اهالي حيتا

خواب مرا كه نسبتا محرمانه ميباشد خوب تعبير

نمايند به گونه اي كه خداي ناكرده آزرده خاطر

نشوم .!!!!!

خواب خوش

بديدم يك شبي اين خواب خوش را

به پيش تو بماند محرمانه

دو جيبم پُر ز پول و خنده بر لب

بُدم خوش تيپ و سر را كرده شانه

گرفتم دست مهرويي به دستم

و گفتم حرفهاي عاشقانه

خرامان راه رفتيم در خيابان

فضايي دلربا و شاعرانه

بديدم كاسباني با مروت

قناعت پيشه گاني عارفانه

به پانصد تك تومن يك جا خريدم

كت و شلوار و مايحتاج خانه

براي همسرم البسه اي نو

بوليز و كفش و جوراب زنانه

دو كيلو پسته هاي كله قوچي

سه كيلو تخم ناب هندوانه

بدان حالي كه نتوان وصف آن گفت

به سوي خانه گرديدم روانه

بدون مطرب و تار و ويلن

زدم بشكن و مي خواندم ترانه

ز آوازم زنم از خواب بر خواست

مرا بيدار كرد آن نازدانه

بگفتا از چه ميخواني تو اي مرد

مكن اين كارهاي بچه گانه

چو خوابم را به او گفتم بخنديد

چنين تعبير كردش ماهرانه

مرا آن نيمه شب ارشاد فرمود

و ليكن با بياني ظالمانه

بگفتا : با كس ديگر نگويي

از اين خواب و خيال ابلهانه

گرانيها تو را ديوانه دارد

شدي مجنون اين دور و زمانه

خيال و خواب چون آشفته گردد

شتر در خواب بيند پنبه دانه.!