رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

خانه ام ابري است

پروین مدرسی

خانه ام ابري است يكسره روي زمين ابري است با آن از فراز گردنه خرد و خراب ومست باد مي پيچد يكسره دنيا خراب از اوست و حواس من . آ ي ني زن ! كه تو را آواري ني برده است و دور از ره

خانه ام ابري است

يكسره روي زمين ابري است با آن

از فراز گردنه خرد و خراب ومست

باد مي پيچد

يكسره دنيا خراب از اوست

و حواس من .

آ ي ني زن ! كه تو را آواري ني برده است و دور از ره

كجايي؟

خانه ام ابري است ،اما

ابر ،بارانش گرفته است

در خيال روزهاي روشنم كز دست رفتندم

من به روي آفتابم

مي برم در ساحت دريا نظاره

و همه دنيا خراب و خرد از باد است.

ئ به ره ،ني زن - كه دايم مي نوازد ني -

در اين دنياي ابر اندرود

راه خود را دارد اندر پيش.

((نيما يوشيج))