خالق خرس
سلیمان استوار فدیهه
بسم الله الرحمن الرحيم اي خدايي كه خالق خرسي بنده را آفريده اي مرسي من اگر خرسم و اگر روباه از حقايق فقط تويي آگاه هر چه دارم خودت به من دادي غصه بسيار و اندكي شادي از زيا
بسم الله الرحمن الرحيم
اي خدايي كه خالق خرسي
بنده را آفريده اي مرسي
من اگر خرسم و اگر روباه
از حقايق فقط تويي آگاه
هر چه دارم خودت به من دادي
غصه بسيار و اندكي شادي
از زيادي خوردن نيمرو
يك كمي بيشترك شدم پر رو
ميدوم دور خود چو يك كنتور
بيشتر از هر مهندس و دكتر
نه خسيسم نه آدمي خراج
كي بگردم به ديگران محتاج
گر چه قدري ملنگ و مجنونم
اي خدا از تو خيلي ممنونم
و نلرزم چو بيدها از باد
و بخوانم هميشه بادا باد
چونكه دادي هزار و يك نعمت
بي عوض ، بي غرض و بي منت
داده اي گوش و چشم و هم ابرو
مغز و اعصاب و كله اي با مو
پدري مهربان و مادري غمخوار
من بخوابم و هر دوشان بيدار
داده اي عمه و عمو، دايي
از براي دويدنم پايي
لب و دندان و يك زباني تيز
و دماغي كشيده اما ريز
تو ندادي زبان زهر آگين
و نخواهم كشم و لا الضالين
خلق كردي مرا چنين فعال
ديس و بشقاب و قاشق و چنگال
ماهي و مرغ و اشتر و بره
شلغم و شنبليله و تره
و قوروتي و كو كو و املت
ماكاروني و كوفته و كتلت
پرتقال و انار و شفتالو
موز و انگور و سيب و زردآلو
و هزاران دواي جورا جور
و عسل را و آنچه باشد شور
اي فداي تو جسم و هم جانم
جاي پايت به روي چشمانم
پول يارانه از براي تو
هر چه دارم همه فداي تو
الغرض اي خداي بالا سر
خلق كردي براي من همسر
همسرم را چو در بغل گيرم
همچو خر كيف زين عمل گيرم
ليك دادي مرا يكي دشمن
نشود لحظه اي جدا از من
غير از او از كسي نميترسم
بدترين دشمنم بود نفسم
اي خداوند خالق قدرت
چه شود گر به من دهي جرات
تا كه با نفس خود كنم پيكار
و بر كار خود مرا اصرار