رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

حیتا 30 سال بعد (قسمت 2)

مجتبی عبدالهی

عنوان ( آگهی استخدام 415 ) نویسنده (نوه دگه حجی مراد ) قبل از اینکه بریم سراغ آکهی های استخدام به اطلاع اون دسته از عزیزانی که برای صدمین بار پرسیدند شما کدوم نوه حجی مرادید باید ع

عنوان ( آگهی استخدام 415 )

نویسنده (نوه دگه حجی مراد )

قبل از اینکه بریم سراغ آکهی های استخدام به اطلاع اون دسته از عزیزانی که برای صدمین بار پرسیدند شما کدوم نوه حجی مرادید باید عرض کنم مهم نیست من کدوم نوه حجی مرادم،

بلکه مهم اینه که میخوام یاد و خاطره پدربزرگم رو گرامی داشته باشم.راستی چند لوگوی جدید هم طراحی کردم که هرچند یک روز بیشتر روش وقت نذاشتم اما چیز خوبی از آب در اومده .

شماره 1-( حییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییتاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا)

شماره 2-(حححححححححححححححححححححیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتا)

شماره 3 - ( حححححححححححححیییییییییییییییییییییییییتتتتتتتتتتتتتتتتتتتا)

شماره 4 – (ححححححححححححححححححیتاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا)

این دفعه فقط با یک آگهی رسیدم خدمتتون :

استخدام در پروژه باز کردن دم برق در رودمعجن

مدارک مورد نیاز :

- دکترای برق هسته ای شاخه دَم ( دانشجویان دکتری هم که تا پایان سال جاری از رساله خود دفاع کنند می توانند درخواست خود را کتبی اعلام کنند) خواهشمند است فارغ التحصیلان شاخه باز دم به هیچ مدارک خود را اصلاح نکنند.

- التزام عملی به مستحبات اسلام ( انجام مستحبات بطور خاص نماز شب- دعای ابوحمزه ثمالی و نماز جعفر طیارو حفظ حداقل 113 سوره از قرآن)

- واریز 10 میلیون ریال جهت شرکت در آزمون به حساب مربوطه و ثبت شماره فیش در سایت www.dambargh.com یا تماس با شماره ایرانسل 0976475869213652

- حداقل سن نداریم اما حداکثر سن 18 سال است.

- افراد غیر بومی در اولویت می باشند. ( با توجه به تُنبَل بودن افراد بومی در امر دم برق )

تاریخ آزمون در تاریخ 1420/06/24 خواهد بود . سایر شرایط متعاقبا اعلام خواهد شد.

عنوان (یادی از دیشدوو)

نویسنده ( پدرام (ابن دیشدووو))

سلام به همه دوستان . بالاخره بعد از مدت ها تونستیم اخباری از پدر به دست بیاریم. چون من دیشب تونستم تلفنی از خونه با مقر سازمان ملل متحد با ایشون صحبت کنم. ایشون حالشون کاملا خوب بود. به همه شماها سلام رسوندند و گفتند اگه خدا بخواد تا چند وقت دیگه بعد از اینکه ماموریتشون تموم بشه خودشون رو به سایت میرسونند.توی این مدت دو سالی که ازشون خبری نبود کلی اتفاق ریز و درشت افتاده که خلاصه اش رو براتون مینویسم:

پدر بعد از اینکه حدود دو سال پیش با شَوش بِهی و مقداری آذوقه از خونه خارج شدند خودشون رو به مرز میرسونند و از مرز خسروی به طور غیر مجاز به عراق میرن و از اونجا در قسمت باریکی از هواپیماهای آمریکایی بطور پنهانی می پرن و در خاک ایالات متحده فرود میان . حدود چند ماه در یکی از شعبات حمایت از حقوق بشر کار میکنند و اعتماد اونها رو جلب کرده و کم کم مراحل ترقی رو طی میکنند تا اینکه از طرف دبیرکل سازمان ملل عنوان ( دیشده بان حقوق بشر ) رو دریافت میکنند. در طی این مدت ایشان هیچ وقت شوش را از دست خود خارج نکردند و تا بحال به 30 نفر از روسای کشورها که در کشوشان حقوق بشر رعایت نشده شوش زدند و البته گفتند تا رکورد شوش زنی به 60 نفر و ثبت در کتاب گینس از این کار خودشون دست برنخواهند داشت.

چند کلمه اختلاط:

سهراب سپهری ، افرا بهشتی ، محمد امیدوار و منصف و هفت هشت تا ربات حاضر هستند.

ساعت 8صبح

افرا :سلام

سهراب : سلام خوبی؟

افرا :ممنون .تو خوبی؟

سهراب :چه خبر؟

افرا :سلامتی توچه خبر؟

سهراب : منم هیچی.

افرا :یه چیزی بگو .

سهراب : ایجا بارون میاد اونجا چطور

افرا :اینجا نه. هوا صافه.

ساعت 11 صبح

سهراب : هنوز نرفتی افرا؟

افرا :نه گفتم اول تو بری بعد من برم.

سهراب : نه دیگه اول تو .

افرا :نه اول تو برو .

سهراب : اصلا ولش کن نریم همین جا بمونیم 2 تایی.

ساعت 3 بعداز ظهر

افرا :کوچولو چطوره؟

سهراب : اونم خوبه؟

افرا :راستی اینجا هم بارون گرفت .

سهراب : ا؟ جدی؟

افرا :اونجا چطور ؟

سهراب : اینجا صاف شد.

ساعت 11 شب

افرا :من کم کم برم یه کم خوابم ماید.

سهراب : باشه برو . منم برم.

افرا :فردا ساعت 8 صبح دوباره اینجا باشی

سهراب : باشه پس فردا صبح منتظرتم.

منصف : هوووووووووووووووووو

محمد امیدوار : هوووووووووووووووووو

ادامه دارد.............................