حیتا / الف
محمد نیکوعقیده
حیتا یه حس خوب مثه شب نشینی با خدا در کوچه باغ بهشت یک روزنه از خیابون شلوغ به سکوت دشت به هیاهوی پاییزی گنجشکها در باغ حیتا یک ابادی در سینه کش کوه در قاب سبز تبریزیها سنجدها حیت
حیتا یه حس خوب مثه شب نشینی با خدا در کوچه باغ بهشت
یک روزنه
از خیابون شلوغ به سکوت دشت
به هیاهوی پاییزی گنجشکها در باغ
حیتا
یک ابادی در سینه کش کوه
در قاب سبز تبریزیها سنجدها
حیتا
حس اشنایی در هیاهوی فاصله ها
یک روزنه هوای تازه
در همهمه ی دود و صدا
پنجره ای رو به ابادی
به باغ بسیار درخت
به موسیقی اب و اواز
حیتا
پاتوقی کنار یک پنجره
رو در رو به ابادی
شوق با هم بودن
حس خوب همدلی
حیتا
دیدار دوستان
دوستانی سبز تر از برگ درخت پاک تر از اب روان
حیتا
یعنی یک اغاز
اغازی به سر فصل بسته خاطراتم
پنجره ای باز
رو به فرهنگ صداقت به سیمای رنجور قناعت
به حس لبخند و رفاقت....... ادامه دارد.