تقدیر
احمد پایدار
سلام حیاتا نشینان خدا رو شکر که تونستم تو شروع ۲۴ سالگیم در رشته ای که واقعا دوسش دارم و بهش علاقمندم مدرک بگیرم بر خودم لازم میدونم از همه دوستانی که لطف کردن وتبریک گفتن تشکر کنم
سلام حیاتا نشینان
خدا رو شکر که تونستم تو شروع ۲۴ سالگیم در رشته ای که واقعا دوسش دارم و بهش علاقمندم مدرک بگیرم
بر خودم لازم میدونم از همه دوستانی که لطف کردن وتبریک گفتن تشکر کنم(اینشالا گواته بیمار نرن)
این غزلم از خواجه شیراز داشته باشینو دعا کنین من برا تخصص برم به شهر خواجه
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نئی جان من خطا اینجاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیاید تبارک الله از این فتنه ها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم او در فغان و در غوغاست
دلم زپرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرابه کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش اراست
نخفته ام ز خیالی که میپزد دل من خمار صد شبه دارم شرابخانه کجاست
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از ان به دیر مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب که رفت عمر ودماغ پر زهواست
ندای عشق تو دیشب در اندون دادند فضای سینه حافظ هنوز پر زهواست
برام دعا کنین