رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

بهانه ای برای آغاز

زهره مرادی

با سلام و عرض تبریک سال جدید به همه ی حیتاییون و حیتاییات!امیدوارم من رو هم به عنوان عضو آماتورتون بپذیرین!به عنوان حسن مطلع میخوام یکی از حکایات شیخ بهایی رو بیارم و این حکایات شی

با سلام و عرض تبریک سال جدید به همه ی حیتاییون و حیتاییات!امیدوارم من رو هم به عنوان عضو آماتورتون بپذیرین!به عنوان حسن مطلع میخوام یکی از حکایات شیخ بهایی رو بیارم و این حکایات شیرین رو(ماست بند از ماستش تعریف نکنه چیکار کنه؟)به صورت سریالی براتون شرح بدم.امیدوارم مطلبم بیات به دستتون نرسه چون ظاهرا اسامی مستعار یه حرکات شنیعی برای ثبت مطلب باید مرتکب بشن.پس به قول خودتون :ورجیکن دراوحد

رفتار حکیم:سقراط حکیم و فیلسوف معروف یونانی است که به جرم اعتقاد نداشتن به آیین رسمی و دولتی و پرستش خدایان جدید محکوم به مرگ شد.سقراط کم غذا میخورد و لباس زبر میپوشید.یکی از فیلسوفان هم دوره اش برایش نوشت:((تو میگویی که نیکویی به هر موجود زنده واجب است.اما تو با آنکه جانداری به خود رحم نمیکنی و کم غذا میخوری و لباس زبر میپوشی.))سقراط در پاسخ وی نوشت:((مرا به پوشیدن لباس زبر سرزنش میکنی در حالیکه گاه آدمی زشتی را دوست دارد و از زیبایی رویگردان است.همچنین مرا به دلیل کم خوراکی ملامت کردی در حالیکه من به خاطر این که زندگی میکنم غذا میخورم و تو برای خوردن زندگی میکنی.))همین فیلسوف دوباره برایش نوشت:((سبب کم غذا خوردن و لباس زبر پوشیدنت را فهمیدم.اما چرا کم سخن میگویی؟اگر در خوردن به خودت سخت میگیری به چه دلیل از حرف زدن با مردم خودداری میکنی؟))سقراط در پاسخ نوشت:((چیزی را که باید ترکش کنی پرداختن به آن بیهوده است.خداوند به تو دو گوش و تنها یک زبان بخشیده است برای آنکه 2برابر آنچه میگویی بشنوی نه آنکه بیش از آنچه میشنوی بگویی.))