رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

بحثی در باب دو لغت

گروه شاخص

این یادداشت کوتاهیست که مهندس حسامی برای ما ارسال کرده اند .ما هم یاد داشت ایشان را عینا نقل میکنیم.علاقه مندی ایشان به زاد گاه ابا و اجدادی باعث خوشحالی و افزایش انگیزه ی ما است.ا

این یادداشت کوتاهیست که مهندس حسامی برای ما ارسال کرده اند .ما هم یاد داشت ایشان را عینا نقل میکنیم.علاقه مندی ایشان به زاد گاه ابا و اجدادی باعث خوشحالی و افزایش انگیزه ی ما است.البته پیشاپیش از تاخیری که در انتشار یادداشت ایشان افتاد عذرخواهی میکنیم.

عزیزان من در باره ی دو لغت ذیل بحث خوبی را مطرح کرده بودند که اطلاعات خود را عنوان میکنم

الف-گوگ دره

حدود سالهای 1335 بود که در مجلسی در رود معجن با حضور جناب شیخ محمد عیلامی که از رودمعجن شناسان مسلم دویست ساله اخیر بودند،پول آب چر علف چر را تقسیم میکردند.من نیز در آن مجلس به عنوان نویسنده ی مطالب بودم.همه ساله گوسفند دارانیکه از محولات به دربی می آمدند وجهی که مبلغ آن نسبت به تعداد گوسفندان تغییر میکرد به رودمعجنی ها میدادند که این وجه به خاطر استفاده از آب و علف دربی بود و به ان آب چر(آبچر) وعلف چَر(علفچر) میگفتند.حاج شیخ مطالب را میگفت و من مینوشتم.حاج شیخ در حین گفتن به مطالب من نگاه میکرد که از نظر املا درست باشد.من گوگ دره را گرگ دره نوشتم،ایشان محکم به پشت گردن من زد و گفت که"سید تو هنوز نمیدانی گوگ دره کبگ دره است"

ب-پای چاه:

اگر دقت کرده باشیم متوجه میشویم که در محل ریختن آب آبشار،در اثر ریختن آب یک گودی وچاه بوجود می آید،که در زمانهای قدیم نسبت به زمان حال چندین برابر بوده است و به مرور زمان ارتفاع نزدیک به بیست و پنج متر از بستر اولیه گرفته است.همیشه چاهی پای ابشار وجود داشته که آنرا پای چاه میگفتند.

در مورد کورقند یا«کورغند»نیز در افواه عموم باید زیاد شنیده باشید که معروفترین کورغندهای رودمعجن کورغند شیطانی بود که حدودا سیصد متر از پای چاه فاصله داشت.