با نام رضا به سينه ها گل بزنيد
فاطمه علیپور
بانام رضا به سينه ها گل بزنيد/با اشك به بارگاه او پل بزنيد فرمود كه هر زمان گرفتار شديد/بر دامن ما دست توسل بزنيد پيشاپيش تولد امام هشتم علي ابن موسي الرضا را به همه حيتاييان تبريك
بانام رضا به سينه ها گل بزنيد/با اشك به بارگاه او پل بزنيد
فرمود كه هر زمان گرفتار شديد/بر دامن ما دست توسل بزنيد
پيشاپيش تولد امام هشتم علي ابن موسي الرضا را به همه حيتاييان تبريك مي گويم
غرق عشق و شور مستي بي مثال/غوطه ور در عالم فكرو خيال
پر كشيدم از زمين و اسمان/يافتم خود را در مكاني لامكان
ادم وحوا هر چه زاده اند/گويا در اين زمين استاده اند
هر كسي در دست خود يك نامه داشت/نامه را در دست حاكم ميگذاشت
بعد از ان بار تعالي مي نوشت/بنده اش اهل جهنم يا بهشت
رفت و رفت و نوبتش بر من رسيد/نامه ام برگرفت و اعمالم چو ديد
با غضب افكند سوي من نگاه/گفت چيزي نداري جز گناه
چشم تا به جهنم دوختم/از نهيب شعله هايش سوختم
ناگهان زيبا رخي از راه رسيد/ حال زارم تا كه ديد اهي كشيد
بعد از ان يارو ازان دلدار گفت/روبه حق بنمود وبا دادار گفت
پور موسي با تو صحبت ميكند / ضا من اهو شفاعت ميكند
گر چه او با نامه بد امده /چند روزي را به مشهد امده
امده صد بار بر من رو زده /صحن و ايوان مرا جارو زده
گر چه او هم ابرويم برده است /اب سقا خانه ام را خورده است
خوب ميدانم كه خوش كردار نيست /ليك ديدم بهر زهرا مي گريست