رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

بايگ پايتخت بعدي ايران

سلیمان استوار فدیهه

به نام خدا سلام و ادب و احترام دارم به حضور دوستان خوبم در سايت حيتا. حضور شماعزيزان عرض كنم چند سالي است كه پايتخت ايران با مشكلات عديده اي دست و پنجه نرم ميكند و زندگي را بر پايت

به نام خدا

سلام و ادب و احترام دارم به حضور دوستان خوبم در سايت حيتا. حضور

شماعزيزان عرض كنم چند سالي است كه پايتخت ايران با مشكلات عديده

اي دست و پنجه نرم ميكند و زندگي را بر پايتخت نشينان نه تنها سخت بلكه

در بعضي روزها غير ممكن نموده است .و مسئولان چاره كار را در انتقال

پايتخت به يكي ديگر از شهر هاي ايران دانسته اند. لذا اينجانب طي نامه اي

صد و پنج صفحه اي به رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب دكتر

حسن روحاني شهر زيباي بايگ را كه از همه نظر پتانسيل اين مهم را دارد

پيشنهاد نموده ام و اطمينان دارم اگر كارشناسان به دور از حب و بغض و با

چشماني باز و واقع بينانه از شهر بايگ بازديد نموده و زير ساختها را

در نظر بگيرند اين شهر را مورد تاييد قرار خواهند داد. البته پايتخت شدن

اين شهر باعث رونق كل منطقه و تحولات فرهنگي اعم از مثبت و منفي

خواهد شد بنابر اين اينجانب با درايتي كه در مسئولان براي حل معضلات

سراغ دارم بر اين مشكل هم فائق آمده و فرصت را از دست نميدهند لذا با

خوشبيني كامل تصويري از شهر بايگ پس از انتخاب شدن به عنوان

پايتخت جمهوري اسلامي ايران به حضورتان ارائه نموده و منتظر نقطه

نظرات فرهيختگان سايت حيتا ميباشم.

اي خدا اي خالق دانا و بينا و حكيم

گر تو خواهي مشكلاتم حل و آسان ميشود

با تلاش و سعي مردي چون سليمان "استوار"

بايگ هم چشم و چراغ كل ايران ميشود

زندگي مشكل شده در پايتخت مسلمين

اين مريض سكته كرده رو به درمان ميشود

گر خدا خواهد ببيني پايتخت است شهر بايگ

اين ولايت بهتر از تبريز و سمنان ميشود

رودمعجن را ببيني بهتر از شهر كرج

كاخ و ويلايش زياد و جاي اعيان ميشود

آبشار رودمعجن مي كند جذبِ توريست

"پاي چالش" بهتر از توچال و شمران ميشود

باغها سر سبز و مردم را ببيني شوخ و شاد

بر سر هر شاخه اي بلبل غزلخوان ميشود

كافه هاي سنتي بازارشان گردد كساد

كوزه ي "مي" جانشين دود قليان ميشود

دولت تدبير هم از اين عمل گردد رضا

بايگ همچون يك نگيني در خراسان ميشود

خانه و ملك تجاري اش گران گردد ولي

"رخت و جوق" با ديگ پيله مفت و ارزان ميشود

مرد بايگي ميكند در پاي خود شلوار جين

در ميان كوچه ها عاري ز تنبان ميشود

جاي "ابريشم كشي" در دست ميگيرد دلار

كار و كسبش سكه و اندر خيابان ميشود

محو گردد اشكينه و كلجوش با بلغور بشير

چون خوراكش مرغ و ماهي و فسنجان ميشود

شهرزيبا و خيابانها پُر از بنز و سمند

موزه ها لبريز از ماشين پيكان ميشود

گسترش يابد زبان و لهجه ي شيرين بايگ

لهجه ي تهرانيان از ريشه ويران ميشود

حذف گردد نام "مندال" و "رجب" با "من تقي"

نامها پژمان و آتيلا و ساسان ميشود

نامهاي" كوكب" و "صغري" و "كبري" بر كنار

جاي آن شهلا و شيلا يا كه مرجان ميشود

پاسگاه بايگ هم كم كم شود فرماندهي

افسران ارشدش فك و فراوان ميشود

"پاي چنار" آباد گردد همچو تجريش و ونك

دختران سر به زيرش شاد و خندان ميشود

هر كسي چشمش بيفتد بر خيابانهاي بايگ

در دهان انگشت گيرد مات و حيران ميشود

"حلوا جوزي" يك رقيب خاويار و زعفران

راهي يونان و آمريكا و آلمان ميشود

اي خدا خواهم ز تو پايتخت گردد شهر بايگ

شادمان از اين عمل قلب سليمان ميشود

رخت و جوق = وسيله اي سنتي كه از چوب ساخته شده و با آن كشاورزان

زمين را شخم ميزنند

ابريشم كشي= تبديل پيله به ابريشم

اشكينه و كلجوش و بلغوربشير= از غذاهاي سنتي شهر بايگ و حومه كه

طرفداران زيادي هم داشته و دارد

مندال= مخفف نام محمد علي

من تقي = مخفف محمد تقي

حلوا جوزي= يك نوع شيريني شبيه به گز اصفهان كه از شيره انگور و

مغز گردو ساخته شده و بسيار مقوي و خوشمزه بوده و محصول صد در

صد شهر بايگ ميباشد كه متاسفانه بسته بندي نشده و به صورت فله

عرضه ميگردد كه ان شا الله در آينده اين صنعت گسترش مي يابد