اي مرغ
سلیمان استوار فدیهه
بنام خدا ای مرغ ای مرغ عزیز و نازنینم هستی تو همیشه بهترینم اي قد قد تو ترانه من اي قوت و غذاي خانه ي من نازت بکشم به هر بهانه بر گرد بیا به آشیانه نازت
بنام خدا
ای مرغ
ای مرغ عزیز و نازنینم
هستی تو همیشه بهترینم
اي قد قد تو ترانه من
اي قوت و غذاي خانه ي من
نازت بکشم به هر بهانه
بر گرد بیا به آشیانه
نازت بکشم به جسم و جانم
جز نام تو نیست بر زبانم
درنیمه شب و به وقت افطار
یاد از تو کنم به گفت و گفتار
پرهای تو ناز بالش من
همخواب منو و نوازش من
یک عمر کنار من نشستی
اکنون چه شده چنین گسستی ؟!
بد کردم اگر خطا نمودم
یک عمر به تو جفا نمودم
با دست من ار شدی تو عریان
بگذر که شدم بسی پشیمان
ديگر نبود ريال در جيب
مستضعفم و هزار آسيب
ما را نرسد كباب و كتلت
قانع شده ام به نان و املت
هرگز نكنم تو را دگر كيش
من ماتم و مانده در غم خويش
من توبه نموده ام عزیزم
خون از تو و ماكيان نريزم
برگرد اگر به کوه قافي
تخم تو مرا بس است و کافی
برخیز که وقتمان قلیل است
تاخیر مکن که ره طویل است
تخم تو غذاي ما فقيران
بر گرد بيا به ملك ايران
لازم به توضيح است به استحضار حيتا نشينان
عزيز برسانم اين مثنوي در زماني سروده شد
كه بازار مرغ روز بروز آشفته تر ميشد . اما در
حال حاضر الحمدلله رب العالمين رو به بهبود
است