رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

اصطلاحات و تکیه کلام های لهجه نیشابوری نزدیک به رودمعجنی

حسین فتوحی

گویش نشابوری که بعضی ازآن ها در گویش رودمعجنی بکار برده می شود. برای راحت تر فهمیدن تلفظ لغات به قسمت فینگیلیش توجه بیشتری فرمایید لغت فینگلیش(لاتین) معنی اَتِش گو At

گویش نشابوری که بعضی ازآن ها در گویش رودمعجنی بکار برده می شود.

برای راحت تر فهمیدن تلفظ لغات به قسمت فینگیلیش توجه بیشتری فرمایید

لغت

فینگلیش(لاتین)

معنی

اَتِش گو

Ateshgoo

وسیله ای که با آن آتش را مرتب می کرده اند

اِشکاف

Eshkaf

کمد

بَرجََمَه

barjamah

وسیله ای که روی الاغ می گذاشتند و در آن بار می ریختند

پَزیِنه

Pazineh

پله

پِتَوَ

Petava

ساق بندی که چوچانان به پا می بستند

تِرقَز

Terghaz

پرتاب کردن

تِقلَ

Teghla

تیغ

تاس

Tass

کاسه مسی

تیار

Tiar

آماده بودن (درست بودن)

جیرغ

Jirgh

سوزان

چَرتاغ

Chartagh

باز باز

چارُغ

Charoogh

کفش

چوری

Choori

النگو

خِرکی

Kherki

کیسه ای بزرگ که در آن آرد ریخته میشود

خِفت

kheft

گردن بند

رَف

Raf

تاقچه

زِنگیچَه

Zengichah

آرنج

سُرپُلُک

Sorpolok

سکندری خوردن(وقتی که پای کسی به جایی گیر میکند)

کیلیکی

Kiliki

انگشتر

لَتَه

latteh

دستمالی که از پارچه درست میشود

لُپَر

Loppar

لب ریز

لِقلَوو

Leghlavoo

شیر جوش

مار

Mar

مادر

نَلی

Nail

تشک

نُقُرما

noghorma

گرما و شرجی بودن هوا

یوز

Use

سرمای شدید