رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

از قطار بید تا به پیسوم

فاطمه علیپور

از قطار بيد تا به پيسوم دشت ناز و نعمت است گندم و ملك نخود بين غله زار رودمعجن در كمر قوجانو كال در شره وقفي وخوي اب سردي نوش كن در بهار رودمعجن صنعت بافندگي و دقت و حسن عمل قالي و

از قطار بيد تا به پيسوم دشت ناز و نعمت است

گندم و ملك نخود بين غله زار رودمعجن

در كمر قوجانو كال در شره وقفي وخوي

اب سردي نوش كن در بهار رودمعجن

صنعت بافندگي و دقت و حسن عمل

قالي وقاليچه ونقشو نگار رود معجن

در كلاته محسن و اب و هواي گوگ دره

كيف و لذت ميبري صبح و نهار رود معجن

سيب و زردالو بادام و هلو

الو الوچه ديگر خشكبار رود معجن

منبع چوب سپيدار است و زردالو گردو

شكر بر درگاه ايزد كردگار رودمعجن

باغهاي سبز و خرم بلبلان خوش نوا

ميدهد هر دم بشارت از بهار رودمعجن

مرغ حق از شوق هر شب ميزند فرياد يا حق

شكر جا دادي ما در شاخسار رودمعجن

صوفيان را جلوه حق عارفان را رمز وحدت

ميدهد هر لحظه ان عشق نگار رودمعجن

زاهدان را خرقه بخشد عاشقان را وصل جانان

هيچ كس اگه نشد از سره كار رودمعجن

رمز توحيدو نبوت درس تقوا وعمل

گر كه خواهي يك سفر كن در ديار رودمعجن

طو ر سينا وادي عشق است و عاشق

باغ رضوان را ببين در كوهسار رودمعجن

رو به ديدار شهيدان در مزار ان عزيزان

تا بداني ر مز ايثار و شعار رودمعجن

نو ر ايمان روح قران پيروي از رهبري

بوده راه مردم با اقتدار رودمعجن

پيروان مكتب حق اند ياران خميني

جان نثاران حسين اند از تبار رود معجن

وه چه باد خوش نسيمي ميوزد از سوي دربي

چشمه عارف بود ان يادگار رودمعجن

تاق عسوم نقش زيباي ز اسرار طبيعت

كوه ملكان ايتي از كردگار رودمعجن

ابهاي خوش گوار چشمه هاي سر كچ راه

باغ كاظم جلوه اي از ابشار رود معجن

از نسيم دل پذير ديگري عافل مباش

ديدن پاي درختي در چنار رودمعجن

منظر زيبا به ببين در باغ هاي دشت تهرود

فصل تابستان بود گشت و گذار رودمعجن

رو به دو كالي ببين اب و هواي ديگري

از حصار هم ديدني كن در جوار رودمعجن

چشمه پاش و باغك و بازه تنورش ديدني است

تنگل و با غهاي تهرود و شكار رودمعجن

باد سرتينگل نسيم دل فضاي شا عران است

دشت همدادي بهشتي در كنار رودمعجن

اي صفا بس كن مكن خود را اسير رنج و زحمت

عاجزي از مدح و توصيف رود معجن

شاعر حاج شيخ ابراهيم عبد اللهي رودمعجني