رفتن به محتوای صفحه
حیتاHEITA · RUDMAJANاز یک روستا،
هزار قصهٔ مشترک

ازدرخت بیاموزیم استقامت را

طیبه عبدالهی

من درختم. ساقه ام نقش ستونی است به ایوان افلاک یک دوصدرنگ به رختم. تشنگی. عمق دهد ریشه ی درخاک مرا افتاب گرندهد نور. تن پاک مرا تن من خم نشود لحظه ای عزم مراکم نشود سرخودرابه فلک د

من درختم. ساقه ام نقش ستونی است به ایوان افلاک

یک دوصدرنگ به رختم.

تشنگی. عمق دهد ریشه ی درخاک مرا

افتاب گرندهد نور. تن پاک مرا

تن من خم نشود لحظه ای عزم مراکم نشود

سرخودرابه فلک دارم و چشمم به ملک

قدخوداوج کنم تازکه به نوری برسم

تکیه بردگری حرام است مراخود تکیه گاهم همه را