«آغال پشه»
محمدرضا کامیاب
شاید شما هم شنیده باشید که میگویند«مهم است که کجا باشی» حتی اگر این حرف را قبول نداشته باشید و با مصادیق فراوان خلاف آن را هم ثابت کنید باز هم مواردی زیادی میتوان نشان داد که این ح
شاید شما هم شنیده باشید که میگویند«مهم است که کجا باشی» حتی اگر این حرف را قبول نداشته باشید و با مصادیق فراوان خلاف آن را هم ثابت کنید باز هم مواردی زیادی میتوان نشان داد که این حرف چندان هم بی جهت نیست.یک نمونه ی بارزش توی همین ده خودمان است.توی دهی که مثل ریگ درخت ریخته و سالی یک خروار از درختانش خشک میشود و بریده و خوراک تنور و بخاری،و یک خروار هم کاشته ،اگر درخت باشی یا باید خیلی متفاوت باشی یا اینکه در جای متفاوتی قرار داشته باشی ویا هردو ،تا بین این همه درخت جور واجور به اسم شناخته شوی.همه به اسم بشناسندت.در رودمعجن دوتا درخت هست که همه به اسم میشناسندشان.یکی درخت چنار است که اصلا اسم همان منطقه را هم به اسم همین درخت کرده اند به خاطر هیبت و هیئت متفاوتش که توی ده نظیر ندارد.درخت دیگر که چندان هیبتی ندارد و اتفاقا کاملا بی ثمر است ( یا بهتر است بگوییم بود)و پر آفت ،درختی است که همه ی ما به اسم «آغال پشه» میشناسیمش.البته فعل است در مورد این درخت چندان موضوعیت ندارد هرچند از فعل بود هم هنوز تمام و کمال نمیشود استفاده کرد.فعلا یک چیزی است بین است و بود.نه است است است نه بود بود!.معروفیت درخت آغال پشه به دو دلیل است.یکی به دلیل تک بودنش،چون ظاهرا هیچ درخت دیگری از این جنس توی ده نیست و این اولین و آخرین درخت از این نوع بود(یا است هنوز!) و دیگر به خاطر مکان تک و متفاوتی که این درخت قرار دارد.شاید اگر این درخت در هرجای دیگری به غیر از«سرخاکا»قرار داشت به این درجه از شهرت دست نمیافت.«آغال پشه» که سالها شاهد صبور به دیار باقی رفتن مردمان بود عاقبت نوبت به خودش رسید.«آغال پشه» هم که باشی عاقبت باید بروی.
در زیر دو عکس از این درخت را میبینید.عکس اول سال 1392 و عکس دوم مربوط میشود به محرم سال 1366.در عکس دوم کم و بیش دوران سر سبزی «آغال پشه»مشخص است
درخت«آغال پشه »بهار 1392
درخت «آغال پشه»محرم سال 1366