درویشی 1
چغازنبیل
اندر وصف پاییز رود معجن عزیزی عکس های قشنگی را به نمایش گذاشته بود که ناگهان یادم امد که ای دل غافل گاهی در رود معجن برای طلب باران پناه به یک رسم قدیمی وسنتی میبردند که نمیدانم هن
اندر وصف پاییز رود معجن عزیزی عکس های قشنگی را به نمایش گذاشته بود که ناگهان یادم امد که ای دل غافل گاهی در رود معجن برای طلب باران پناه به یک رسم قدیمی وسنتی میبردند که نمیدانم هنوز این رسم ادمه دارد ویا به تاریخ سپرده شده ولی در هر صورت ذکر ویادش خالی از لطف نیست .
رسم این بود که در اوایل بهار ویا اوایل پاییز که بارندگی در نقاط دیگر گزارش میشد ولی در رودمعجن از باران خبری نبود مثل امسال که در مشهد باران خوبی بود ولی ظاهرا در رودمعجن بارش چندانی نبوده است مردم نگران میشدند وبعد برای رفع نگرانی وپناه بردن به درگاه الاهی چنین اقدام میکردند که ...............
ابتدا چند نفر از بزرگان روستا از افرادی که در ویش بودند مانند مرحوم جان محمد از کوچه سرتیغ ویا درویش نبودند ولی در ویشی بلد بودند مثل مرحوم کربلایی لطف الله از کوچه شو ده واخیرا تنها فردیکه درویشی بلد است ودر روستا ساکن است که از ذکر نامش خود داری میشود چون اجازه ذکر نامش راندارم خلاصه از این بزرگان دعوت میشد که به مزار بیاییند تا اجرای مراسم کنند انان هم بی ریا وبدون چشم داشت حضور یافته وپس از مذاکره . واتخاذ تصمیم بلافاصله دراویش با تبرزین های که نقش ونگارهای فراوانی بر تیغه ودسته انها حکاکی شده بود در دست وکشکول مشکی براق اویزان در دوش ( البته یادم نیست که جنس کشکول از چی بود ولیکن براق وسیاه بودن بودنش ونیز نقش ونگار روی تبر زین را خوب به خاطر دارم) که خیلی هم قدیمی وشاید در انبار مانده وخاک گرفته ومعلوم بود تازه با دستمالی نه خیلی عالی انرا تمیز کرده بودند اماده کار زار میشدند.
به هرحال اگر دونفر درویش بودند روستا را به دو قسم تقسیم میکردند وهرکدام بخشی از روستارا انتخاب وبه اصطلاح خودشان در ان بخش قدم میزدند.( قدم زدن اصطلاحی بود که برای همان روز وبمعنی درویشی کردن بود). چون داستان مطول گردید بقیه را در بخش دوم باستحضار میرسانم شاد باشید