اصغر (1)
سبکبالان
مشهد – سال 1373 صبح یکی از روزهای آخرین ماه های زمستان است .همه چیر مثل روزهای دیگر . خورشید از همان طرفی طلوع میکند که روزهای دیگر. ترکیبی از زندگی و عادات روزمره با طعمی از انتظا
مشهد – سال 1373
صبح یکی از روزهای آخرین ماه های زمستان است .همه چیر مثل روزهای دیگر . خورشید از همان طرفی طلوع میکند که روزهای دیگر.
ترکیبی از زندگی و عادات روزمره با طعمی از انتظار در انتظار خانواده 9 نفرۀ نجفی است.هر چند انتظار برای هر یک از اعضای این خانواده مفهوم متفاوتی دارد اما بهر حال انتظار با این خانواده عجین شده است.
یک دبستان انتظار می کشد پسر کوچک خانواده را.
یک مدرسۀ راهنمایی انتظار میکشد دختر کوچک(پنجم) خانواده را .
دو دبیرستان در انتظار پسر بزرگ و دختر چهارم خانواده را .
یک دانشگاه در انتظار دختر سوم خانواده است.
به همین شکل دختر اول و دوم خانواده طعمی از انتظار را تجربه میکنند . اما مادر انتظار افزونی دارد. انتظار همسری که قرار بود برای او همسری کند و برای فرزندانشان پدری. اما بجای این دو انتظار سختی بزرگ کردن 7 بچه را تنهایی به دوش کشید .
این ها همه یک طرف بود اما انتظار یکی از اعضاء امروز به کلی متفاوت از بقیه خانواده است . انتظار او هم رنگ و بویی دیگر دارد و هم به انتظار اکثر اعضای خانواده گره خورده است . یکی از تفاوت های انتظار او با بقیه این است که او می داند انتظارش نزدیک است به سر می آید . فراق خانواده همین روزها به وصال می رسد و بعد از 10 سال دوری به آغوش خانواده باز میگردد. به اصغر خبر داده اند که روز وصال نزدیک است اما هنوز خانواده ازاین موضوع مطلع نیستند.
البته این انتظار به این جمع 9 نفره ختم نمیشود و دایره آن گسترده تر است . پدر و سایر اعضای خانواده ، فامیل و دوستان به نحوی با انتظار اصغر گره میخورند.
ادامه دارد...............
در قسمت بعد خواهید خواند : اینکه چطور خانواده شهید از خبر شهادت پس از ده سال مطلع میشوند.
توضیحات: مانده بودیم از کجا شروع کنیم . راه های پیش روبرای شروع اینطور بود :
الف- زندگینامه شهید از ابتدای تولد تا شهادت
ب- شروع از تاریخ شهادت و حرکت به عقب
ج- شروع از تاریخ اطلاع خانواده
ما گزینه سوم را انتخاب کردیم و شیوه داستانی بهترین قالبی بود که آن را مناسب این بحث دانستیم و البته در این قالب سعی اصلی بر آن است که بر مبنای واقعیت پیش برود و در لابلای داستان از خاطرات رسیده استفاده خواهد شد. امیدواریم با همکاری دوستان نقاط ضعفمان به حداقل برسد.
یک ماه از آغاز پرونده شهید نجفی میگذرد و خیلی از افراد با فراخوان قبلی مکتوبات و عکس هایی در اختیارمان قرار دادند ولی هنوز در انتظار بسیاری از دیگر افراد هستیم.
برخود لازم دانستیم که از افراد زیر برای همکاری تشکر کنیم :
همسر و برخی از اعضای خانواده شهید – برادر شهید – باجناق های شهید (برادران عبدالهی) – حامد نجفی – نوه دگه حجی مراد – اوحد اووووو
باز هم عاجزانه تقاضا داریم از آنانکه عکس یا خاطراتی از شهید داشته یا شنیده اند آنها را در اختیار ما بگذارند تا در پایان مجموعه کاملی از یک شهید داشته باشیم.
قسمت اول کمی کوتاه بود تا این توضیحات در پایان آن اضافه گردد. از قسمت های بعدی مستند تر خواهیم بود.